تحلیلگر تحریریه زمان اقتصاد: صبا توکلی
چهار گروه «سرمایهگذاری»، «مواد شیمیایی–متنوع»، «تولید فلزات گرانبهای غیرآهن» و «بانکها و مؤسسات اعتباری» تجمیعا بیش از ۶,۶۰۰ همت ارزش بازار دارند. این تمرکز پیام روشنی برای بازار دارد؛ بخش بزرگی از نوسان شاخص کل به رفتار همین چهار صنعت وابسته است و کوچکترین تغییر در روند سودآوری یا انتظارات این گروهها میتواند مسیر شاخص را تغییر دهد.
صنعت سرمایهگذاری با ۳,۴۹۲ همت همچنان بزرگترین بازیگر بازار است، اما نکتهی مهم این است که رشد ارزش بازار الزاما به معنای بازدهی بالاتر نیست. در واقع، چنانکه نمودارهای بعدی نشان میدهند، برخی از این صنایع بزرگ از ابتدای سال عملکرد ضعیفتری نسبت به صنایع کوچکتر داشتهاند؛ نشانهای از جابهجایی جریان نقدینگی و ترجیح کوتاهمدت فعالان بازار.
از ابتدای سال؛ صعود سیمانیها و خدماتیها، افت صنایع سنگین
نمودار بازدهی از ابتدای سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که «سیمان، آهک و گچ» با ۶۰.۳ درصد در صدر قرار دارد و پس از آن «خدمات رفاهی متنوع» با ۵۶.۱ درصد و «بانکها و موسسات اعتباری» با ۴۰.۶ درصد رشد کردهاند. نکتهی مهم اینجاست که هر سه صنعت مزبور از هزینهی انرژی و نوسان نرخ ارز اثر میگیرند، اما برخلاف صنایع کالایی سنگین، فشار قیمتگذاری مستقیم بر آنها کمتر است؛ مسئلهای که در سال جاری به مزیت نسبی تبدیل شدهاست.
در سمت مقابل، «سرمایهگذاری استانی» با منفی ۹.۶ درصد و «آهن و فولاد» با منفی ۱۷.۴ درصد بیشترین کاهش را ثبت کردهاند. افت فولادیها بیش از هر چیز به کاهش حاشیهی سود و محدودیت قیمتگذاری مرتبط است؛ وضعیتی که با رکود بازار داخل و کاهش تقاضای ساختوساز تشدید شدهاست.
سهماهه؛ بازگشت پرقدرت نفتیها و بانکها
نمودار سهماهه شاید مهمترین سیگنال کوتاهمدت بازار باشد. «فراوردههای نفتی» با ۴۸.۸ درصد و «تولید کود و ترکیبات نیتروژن» با ۴۲.۱ درصد بیشترین رشد را در این بازهی کوتاه ثبت کردهاند. این چرخش سریع معمولا زمانی رخ میدهد که انتظارات فعالان بازار نسبت به نرخ ارز یا سودآوری شرکتها تغییر کند. «خدمات رفاهی» نیز با ۳۶.۴ درصد عملکرد بالایی داشتهاست؛ صنعتی که در سال جاری هم در بازدهی سالانه و هم در دورههای کوتاهمدت جزو پربازدهترینها بودهاست.
ششماهه؛ اثر نامتقارن قیمتگذاری و هزینهی انرژی
در بازه ششماهه، صنایع «بیمه» با ۳۰.۵ درصد و «خدمات رفاهی» با ۲۵.۳ درصد در صدر قرار دارند، ولی در طرف مقابل «خودرو» با منفی ۲۰.۸ درصد و «سرمایهگذاری استانی» با منفی ۲۳ درصد دوباره پایینترین بازدهی را ثبت کردهاند.
این تفاوت عمیق، بار دیگر نقش سیاستهای قیمتگذاری را برجسته میکند. هرچه یک صنعت درگیر تنظیم قیمت و محدودیتهای اداری باشد، فاصلهی عملکرد آن از صنایع آزادتر بیشتر میشود. خودرو مثال روشن این وضعیت است: تقاضای داخلی دارد، اما محدودیت قیمتگذاری مانع رشد پایدار شدهاست.
صنایع بزرگ در آستانهی یک نقطهی تصمیم
آمار بازدهی بزرگترین صنایع بازار ایران نشان میدهد که جهت بازار بیش از همیشه به سیاستهای ارزی، بودجهای و انرژی وابسته شدهاست. چرخش کوتاهمدت بهنفع نفتیها و بانکها، همراه با برتری سالانهی سیمانیها، نشان میدهد که بازار در حال بازتوزیع وزن خود میان صنایع با حاشیهی سود پایدارتر است.
در ماههای آینده، مسیر نرخ ارز و سیاست قیمت انرژی تعیین میکنند که این چرخش ادامه پیدا میکند یا خیر. برای فعالان اقتصادی، ثبات این دو متغیر مهمترین عامل در جهتدهی به صنایع بزرگ خواهد بود.









