ملیکا میرزایی خبرنگار زمان اقتصاد
بر پایه آمار شورای جهانی طلا، ایران با واردات ۵۸ تن طلا در نُه ماهه نخست سال ۲۰۲۵، در جایگاه پنجم بزرگترین واردکنندگان طلای جهان قرار گرفته است. این حجم از واردات، که برآورد میشود بین ۶ تا ۱۰ میلیارد دلار ارز از کشور خارج کرده باشد، در شرایط کنونی اقتصاد ایران، پدیدهای چندبعدی و نیازمند واکاوی دقیق است. این گزارش به بررسی ریشهها، پیامدها و راهکارهای این مسئله میپردازد.
فرار از داراییهای ریالی
کاهش ارزش پول ملی؛ نرخ تورم مزمن و دورقمی به صورت مستمر از ارزش ریال کاسته است. در چنین بستری، خانوارها و سرمایهگذاران برای حفظ ارزش دارایی خود، به سمت طلا به عنوان یک پناهگاه امن سنتی حرکت میکنند.
سود واقعی منفی در نظام بانکی: نرخ سود پرداختی بانکها معمولاً پایینتر از نرخ تورم است، که به معنای از دست رفتن تدریجی ارزش سرمایه در حسابهای بانکی است.
این محدودیتها دسترسی اقتصاد ایران به سیستم مالی جهانی را مختل کرده و گزینههای سرمایهگذاری بینالمللی را محدود ساخته است. نوسانات شدید در بازار سهام، مسکن و ارز، سرمایهگذاران را به سمت بازار طلا سوق داده که در مقایسه، از نوسانات کمتری برخوردار است. طلا در اقتصاد ایران از نقدشوندگی بسیار بالایی برخوردار است و به راحتی میتوان آن را به پول نقد تبدیل کرد. طلا هم به عنوان کالای مصرفی (زیورآلات) و هم به عنوان یک دارایی سرمایهای (سکه و شمش) مورد تقاضاست.
با فرض قیمت حدود ۱۷۰۰ دلار برای هر اونس طلا، واردات ۵۸ تن طلا مستلزم خروج حدود ۳.۲ میلیارد دلار ارز از کشور است. با احتساب مسیرهای غیررسمی، این رقم میتواند به مراتب بیشتر باشد.
خروج این حجم از ارز، توان کشور برای واردات مواد اولیه، کالاهای واسطهای و فناوری را که برای تولید داخلی ضروری است، کاهش میدهد. آن دسته از افراد که توانایی خرید طلا را دارند، میتوانند ارزش دارایی خود را حفظ کنند، در حالی که قشر کمدرآمد که به درآمد نقدی وابسته است، روزبهروز فقیرتر میشود. این امر به تشدید شکاف طبقاتی دامن میزند. هجوم نقدینگی به بازاری با عرضه نسبتاً ثابت (به ویژه در بخش داخلی) میتواند منجر به افزایش کاذب و حبابی قیمتها شود. ترکیدن این حباب در آینده میتواند زیانهای گستردهای به سرمایهگذاران خرد وارد کند.
بانک مرکزی باید با کنترل پایه پولی و مهار رشد نقدینگی، به طور جدی به جنگ تورم برود. این کار اساسیترین قدم برای کاهش انگیزه فرار از پول ملی است. کاهش نااطمینانی با اعلام سیاستهای شفاف و قابل پیشبینی در بازار ارز، تمایل به نگهداری طلا را کاهش خواهد داد.
با شفافسازی و تقویت نهادهای نظارتی در بورس، میتوان نقدینگی سرگردان را به سمت بخش مولد هدایت کرد.
تنوع بخشی به ابزارهای مالی: معرفی و توسعه ابزارهای مالی اسلامی و بدون ریبا (مانند صکوک) که بازدهی متناسب با تورم داشته باشند، میتواند انگیزههای سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد را افزایش دهد. فرهنگسازی در مورد ریسکهای سرمایهگذاری متمرکز در طلا و معرفی گزینههای دیگر میتواند از هیجان کاذب در این بازار بکاهد. ساماندهی بازار داخلی طلا: حمایت از تولید و پالایش داخلی طلا میتواند وابستگی به واردات و خروج ارز را کاهش دهد.
پدیده قرارگیری ایران در رتبه پنجم واردات طلای جهان، یک علامت هشدار جدی از بیماری اقتصاد کلان است. این رقم نشان میدهد سرمایههای ملی به جای آن که در مسیر تولید، اشتغال و توسعه قرار گیرند، در حال فرار به سمت داراییای بیریسک و غیرمولد هستند. راه برونرفت از این وضعیت، نه با محدود کردن دستوری مردم، که با ایجاد فضای با ثبات، قابل پیشبینی و سودآور برای سرمایهگذاری در بخشهای مولد اقتصاد میسر خواهد بود. ثبات قیمتها، حاکمیت قانون و شفافیت اقتصادی، تنها پادزهرهای واقعی برای این چالش عمیق هستند.
منابع:
- شورای جهانی طلا (World Gold Council)
- صندوق بینالمللی پول (IMF)
- گزارشهای بلومبرگ و رویترز
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
- ادبیات آکادمیک مالی بینالمللی





