به گزارش زمان اقتصاد، مرور ارقام رسمی مندرج در گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور نشان میدهد کسری تراز عملیاتی در سالهای اخیر همواره منفی بوده است؛ اما در سال ۱۴۰۳ به نقطهای رسیده که میتوان آن را جهشی هشداردهنده در عملکرد مالی دولت دانست؛ جهشی که فاصله میان پیشبینی قانون بودجه و آنچه در عمل رخ داده را بهطور معناداری افزایش داده است.
کسری بودجه پیشبینی شده و تحقق یافته ۱۴۰۳ چند است؟
بر اساس گزارش دیوان محاسبات کشور، کسری بودجه پیشبینی شده در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۸۰.۴ همت بوده، اما کسری تحققیافته به حدود ۱۲۵۸.۴ همت رسیده است. عملکرد واقعی حدود ۹۷۸ همت بیشتر از برآورد کسری پیشبینی شده بودجه ثبت شده است؛ شکافی که نشان میدهد بخش بزرگی از هزینههای جاری، بدون پشتوانه درآمدی پایدار تأمین شده و فشار تأمین مالی بودجه بهطور جدی افزایش یافته است.
در سال ۱۴۰۲ کسری مصوب حدود ۴۵۵ همت بوده، اما کسری تحققیافته به حدود ۵۹۳ همت افزایش یافته است؛ یعنی حدود ۱۳۸ همت بیش از رقم پیشبینی شدهاست. کسری تراز عملیاتیِ پیشبینیشده در ۱۴۰۱ حدود ۲۹۹.۴ همت بوده، اما رقم تحققیافته حدود ۴۳۷.۲ همت ثبت شده است؛ یعنی نزدیک به ۱۳۷.۸ همت کسریِ بیشتر از برآورد. این اختلاف، تکرار همان الگوی اصلی را نشان میدهد که رشد هزینههای جاری سریعتر از رشد منابع درآمدی پایدار است.
در سال ۱۴۰۰ کسری مصوب حدود ۴۶۴ همت بوده، در حالی که کسری تحققیافته حدود ۲۰۴.۸ همت ثبت شده است؛ یعنی حدود ۲۵۹.۲ همت کمتر از رقم مصوب که جز معدود سالهایی هست که کسری تراز عملیاتی محققشده از رقم کسری لایحه بودجه کمتر بوده است. با این حال، کمتر بودن تحقق نسبت به پیشبینی لزوما به معنای اصلاح ساختار نیست همانطور که در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ مشخص شد این وضعیت میتواند ناشی از تغییر ترکیب مصارف، فشار بر هزینههای قابلانعطاف مانند هزینههای عمرانی، یا استفاده از منابع جبرانی باشد؛ نه اینکه تراز عملیاتی واقعا پایدار شده باشد.
در سال ۱۳۹۹ نیز کسری پیشبینیشده حدود ۱۴۸ همت بوده و کسری تحققیافته به حدود ۱۸۳ همت رسیده است؛ یعنی حدود ۳۵ همت بیشتر از پیشبینی بوده است.
کسری تراز عملیاتی مزمن
منفی بودن مزمن تراز عملیاتی یعنی درآمدهای پایدار دولت، بهخصوص مالیات و سایر درآمدهای جاری قابل اتکا، بهطور ساختاری کفاف هزینههای جاری را نمیدهد. وقتی این شکاف دائمی شود، دولت ناچار است برای تأمین مخارج جاری به راههایی مانند استقراض، افزایش بدهی، فروش داراییها، یا مسیرهای پولی و بانکی تکیه کند؛ مسیرهایی که معمولا هزینهاش به اقتصاد منتقل میشود.
تورم مزمن و تکرارشونده میشود؛ چون پوشش کسری جاری، در نهایت فشار به نقدینگی و پایه پولی یا شبکه بانکی ایجاد میکند و تورم را به یک ویژگی پایدار تبدیل میسازد. از طرف دیگر، باعث تضعیف سرمایهگذاری و رشد اقتصادی در آینده میشود؛ چون وقتی هزینههای جاری قابل کاهش نیست، تعدیلها اغلب از محل سرمایهگذاری عمومی و مخارج عمرانی انجام میشود و اقتصاد از مسیر رشد بلندمدت دور میافتد.
تا زمانی که تراز عملیاتی بهصورت ساختاری منفی بماند، اقتصاد در چرخهای قرار میگیرد که در آن کسری بودجه به تورم، تورم به افت رفاه، و افت رفاه به کاهش رشد و سرمایهگذاری منتهی میشود؛ چرخهای که حتی با بزرگتر شدن اعداد اسمی بودجه هم لزوماً به معنای بهتر شدن کیفیت اقتصاد نیست.
برای مطالعه بیشتر، صفحه کلان و سیاست اقتصاد را در زمان اقتصاد دنبال کنید.






