زمان اقتصاد؛ گروه بین الملل: بازار جهانی دانههای روغن در دومین ماه از سال ۲۰۲۶ در نقطهای ایستاده که از یکسو تحت فشار فراوانی عرضه و از سوی دیگر، در معرض شوکهای ساختاری ناشی از سیاست، انرژی و تغییرات اقلیمی قرار دارد. این بازار که شامل محصولاتی چون سویا، کلزا (کانولا)، آفتابگردان و پالم می شود، نه تنها نقشی کلیدی در امنیت غذایی جهان ایفا میکند، بلکه به واسطه پیوند فزاینده با بازار انرژی، طی سال های اخیر به یکی از متغیرهای اثرگذار بر تورم، تجارت جهانی و توازنهای کلان اقتصادی تبدیل شده است.
در وضعیت فعلی، تصویر کلی عرضه در بخش دانههای روغنی برای سال جاری، نسبتاً باثبات ارزیابی میشود. حجم تولید سویا در آمریکای جنوبی، به ویژه برزیل، در سطوح بالایی قرار دارد و این کشور همچنان بازیگر اصلی قیمتگذاری در بازار جهانی محسوب می شود. سطح بالای ذخایر جهانی سویا موجب شده که بازار دانه های روغنی، برخلاف دورههای دیرگیر با کمبود عرضه در گذشته، با محدودیت جدی عرضه مواجه نباشد. با اینحال، این تصویر آرام بازار دانههای روغنی، در بخش روغنهای نباتی به چشم نمیخورد. روغن سویا، روغن پالم و روغن آفتابگردان در ماههای اخیر نوسانات بیشتری را تجربه کردهاند و حساسیت آنها نسبت به اخبار آب وهوایی، سیاستهای تجاری و تحولات انرژی به مراتب بالاتر است.
یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر بازار دانههای روغنی، تغییر الگوی تقاضای جهانی است. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده سویا در جهان، همچنان نقش تعیینکنندهای در میزان تقاضا دارد. ترجیح این کشور به واردات از برزیل، به دلیل مزیت قیمتی و ثبات عرضه، موجب جابجایی جریانهای تجاری و تضعیف جایگاه برخی صادرکنندگان سنتی شده است. همزمان، رشد تقاضای خوراک دام در اقتصادهای نوظهور و نوسانات مصرف در اقتصادهای توسعه یافته، باعث شده تا بازار کنجاله نیز به یکی از کانالهای انتقال نوسان قیمت به بخش پروتئین حیوانی تبدیل شود.
در سوی دیگر، بازار روغنهای نباتی بیش از گذشته به تحولات بخش انرژی گره خورده است. سیاستهای مرتبط با سوختهای تجدیدپذیر، تقاضای صنعتی برای روغنهای گیاهی را افزایش داده و نوعی تقاضای غیرخوراکی را نیز به این بازار افزوده است. همین پیوند، موجب شده سیاست های مالی در آمریکا و اروپا، حتی در کوتاهمدت، اثر قابل توجهی بر قیمت جهانی روغنها بگذارد. حال آنکه عدم قطعیت در این سیاستها، یکی از منابع اصلی نوسان و ریسک در چشمانداز سال ۲۰۲۶ محسوب میشود.
تغییرات اقلیمی نیز نقش فزایندهای در معادلات بازار ایفا میکند. ریسک افزایش گرمای زمین و خشکسالی در آسیا، به ویژه برای کاشت کلزا و آفتابگردان و همچنین حساسیت تولید پالم در جنوب شرق آسیا به میزان بارندگی، باعث شده تا بازار دانه های روغن بیش از پیش در معرض شوکهای ناگهانی قرار گیرد. در چنین شرایطی، حتی اختلالهای ژئوپولیتیک منطقهای مانند جنگ اوکراین میتوانند اثراتی منفی بر قیمت های جهانی دانه های روغنی بر جای بگذارند. این اثر به ویژه برای کشورهایی که واردکننده خالص روغن خوراکی هستند، بیش از پیش خطرناک خواهد بود.
در این میان، اقتصاد ایران به عنوان یکی از واردکنندگان عمده روغن خام و دانههای روغنی، به شدت از تحولات این بازار جهانی تأثیر میپذیرد. وابستگی بالا به واردات روغن خام سویا، پالم و آفتابگردان باعث شده تا هرگونه افزایش قیمت جهانی، با وقفهای کوتاه به هزینه تمامشده صنایع روغنکشی و سپس به قیمت مصرفکننده منتقل شود. حتی در شرایطی که قیمت جهانی دانههای روغنی به دلیل وفور عرضه مهار شده باشد، نوسان در بازار روغنهای نباتی میتواند فشار تورمی مستقلی بر بازار داخلی ایران ایجاد کند. این اثر البته با عوامل مکملی مانند نرخ ارز، هزینههای تأمین مالی، محدودیتهای تجاری و سیاستهای تنظیم بازار تشدید و سبب میشود تا حساسیت قیمت روغن نباتی به شوکهای خارجی بیش از بسیاری از کالاهای غذایی دیگر باشد.
از منظر اقتصاد جهانی، نوسانات بازار دانههای روغنی پیامدهایی فراتر از بخش کشاورزی دارد. افزایش قیمت روغنهای نباتی به سرعت به تورم سبد غذایی منتقل شده و در اقتصادهای واردکننده روغن نباتی یا دانه های روغنی از جمله ایران، فشار مستقیمی بر سبد مصرفی خانوارها وارد میکند. همزمان، افزایش هزینه واردات روغن و کنجاله میتواند تراز تجاری و نیاز به منابع ارزی را افزایش دهد.
با نگاهی به سال ۲۰۲۶، محتملترین سناریو برای بازار جهانی دانههای روغنی، ادامه حرکت در یک دامنه نوسانی با رفتار دوگانه است. انتظار میرود قیمت دانههای روغنی به ویژه سویا، تحت تأثیر ذخایر بالا و عرضه نسبتاً فراوان، با سقف قیمتی مواجه شوند. در مقابل، بازار روغنهای نباتی همچنان مستعد نوسانات شدیدتر خواهد بود و هرگونه شوک اقلیمی یا تغییر سیاستهای انرژی میتواند مستقیماً بر قیمت روغن نباتی در بازار ایران نیز اثر بگذارد.
در مجموع، سال ۲۰۲۶ برای بازار دانههای روغنی و روغنهای نباتی، همراه با ثبات کامل نخواهد بود؛ بلکه دورهای از نوسان کنترلپذیر اما پرریسک محسوب می شود که برای اقتصادهایی مانند ایران، مدیریت این شرایط، نه فقط یک مسأله مربوط به صنعت کشاورزی، بلکه یک ضرورت کلان اقتصادی و معیشتی قلمداد خواهد شد.







