یادداشت از مریم مقیمی
دادهها میگویند سهم کار در اغلب اقتصادهای جهان کاهش یافته است. در کشورهای عضو OECD سهم کار از ۶۶ درصد به ۵۶ درصد رسیده. در حدود ۸۰ درصد کشورها این روند نزولی ادامهدار بوده است. دستمزد واقعی تقریباً ثابت مانده اما سود شرکتها رشد چشمگیر داشته. تنها یک درصد جمعیت جهان حدود ۴۵ درصد ثروت دنیا را در اختیار دارند. روایت این دادهها روشن است: نیروی کار عقب مانده است!
مهمترین دلیل شکاف میان بهرهوری و دستمزد است. بهرهوری رشد کرده اما دستمزدها همراه آن حرکت نکردهاند؛ نکتهای که گزارش موسسه مکنزی در سال ۲۰۲۳ آن را مهمترین عامل گسترش شکاف درآمدی دو دهه اخیر میداند. در بسیاری از صنایع نیز مدل تولید تغییر کرده؛ ارزشآفرینی امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه وابسته است: دیتاسنترها، انرژی، الگوریتمها، پلتفرمها و هوش مصنوعی
اتوماسیون، مشاغل روتین را حذف کرده، جهانیسازی با انتقال تولید به کشورهایی با نیروی کار ارزان دستمزدها را تحت فشار گذاشته، شرکتها به بنگاههایی فوقانحصاری بدل شدهاند، سیاستهای مالیاتی به نفع سرمایه تغییر کرده، اتحادیههای کارگری تضعیف شده و جمعیت با سرعت رشد کرده اما مهارتها نه. در چنین ساختاری، بازده سرمایه بسیار سریعتر از رشد اقتصاد افزایش مییابد؛ همان نابرابریای که پیکتی از آن با فرمول معروف r > g یاد میکند: زمانی که بازده سرمایه از رشد اقتصاد جلو میزند، صاحبان دارایی ثروتمندتر میشوند و کارگران عقبتر میروند.
واقعیت این است که برای طبقه متوسط و نیروی کار، بازگشت به مدل قدیمی «کار بیشتر = ثروت بیشتر» راهحل نیست. باید وارد زمین بازی جدید شد. حتی تبدیل چند میلیون تومان به دارایی میتواند نقطه شروع باشد: سهام، صندوقهای ETF، طلا یا داراییهای دیجیتال. مهم، ساختن عادت و مهارت سرمایهگذاری است.
لازم است مهارتهایی را یاد بگیریم که هوش مصنوعی نتواند بهسادگی جایگزین کند: تحلیل، خلاقیت، طراحی محصول، تفکر سیستمی، حل مسئله، کار با داده و خودِ هوش مصنوعی، داشتن دو یا سه جریان درآمدی دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورت است. تکدرآمدی بودن، یعنی قرار گرفتن روی لبه ریسک
همچنین باید بهجای مقاومت، با هوش مصنوعی کار کرد. کسی که با AI کار میکند، توان تولید بیشتر و سرعت بالاتری پیدا میکند. هر افزایش حقوق باید تا جای ممکن تبدیل به دارایی شود، نه هزینه، این قویترین اهرم طبقه متوسط است.
وابستگی به یک کارفرما باید کمتر شود؛ فریلنسری، مشاوره، تولید محتوا و کسبوکارهای کوچک همه مسیرهایی برای افزایش استقلالاند.
دنیا تغییر کرده است. داراییها بسیار سریعتر از ساعتهای کار رشد میکنند. هر کس این واقعیت را بپذیرد و مطابق آن عمل کند، جلو میافتد؛ هر کس در مدل قدیمی باقی بماند، جا میماند.





