زمان اقتصاد در یاداشتی نوشت: آنچه دیوان عالی آمریکا انجام داد، یک حرکت دقیق برای خنثیکردن مهمترین ابزار سیاسی دونالد ترامپ بود.
دیوان عالی ایالات متحده بهتازگی اعلام کرد مجموعه تعرفههایی که دونالد ترامپ از آوریل سال گذشته با فرمانهای ریاستجمهوری بر واردات از کشورهای مختلف اعمال کرده بود، فاقد مبنای قانونی است.
مطابق قانون اساسی آمریکا، اختیار وضع و لغو تعرفههای تجاری منحصراً در دست کنگره است. رئیسجمهور تنها در شرایط اضطراری واقعی میتواند موقتاً وارد این حوزه شود. ترامپ برای دورزدن کنگره، بدهی بالای آمریکا را وضعیت فوقالعاده نامگذاری کرده بود.
اما اکنون دیوان عالی ایالات متحده این تفسیر را نپذیرفته و اعلام کرده که اساساً شرایطی که بتوان آن را اضطراری دانست، وجود نداشته است!
ترامپ در یک سال نخست زمامداریاش عملاً دو روایت بزرگ برای عرضه به افکار عمومی آمریکا داشت.
یکی، استفاده از تعرفهها برای فشار بر کشورهای دیگر و نمایش این فشار بهعنوان منبعی که بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار پول وارد خزانه آمریکا کرده است. و دیگری، ماجرای مادورو که قرار بود نماد قدرتنمایی آمریکا در حیاط خلوتش باشد.
با لغو تعرفهها، دادگاه نهتنها ابزار فشار ترامپ را گرفت، بلکه خواستار بازگرداندن حدود ۱۷۵میلیارد دلار درآمد حاصل از اجرای آنها هم شد.
واکنش ترامپ قابل پیشبینی بود: خشم!
مهمترین اهرم او در چانهزنی با جهان از دست رفته است. برای همین، بیدرنگ سراغ قانونی قدیمی و تقریباً متروکهای رفت و با تکیه بر آن، تعرفهای ۱۰درصدی را بهطور سراسری بر همه کشورها اعمال کرد.
همزمان، تیم حقوقی و اقتصادیاش بهصورت شبانهروزی در حال جستوجوی هر روزنه قانونی دیگری است تا سلاح تعرفه را زنده نگه دارد. بهاحتمال زیاد، سال جاری برای تیم مالی و تجاری ترامپ، سال رفتوآمد مداوم به دادگاهها خواهد بود.
اما یک بُعد کمتر دیدهشده ماجرا، واکنش کشورهای خارجی است. بعد از آوریل، ترامپ با تهدید افزایش تعرفهها، از طیف وسیعی از کشورها، از عربستان و امارات گرفته تا ژاپن، کره جنوبی، بریتانیا و اتحادیه اروپا، وعدههای سرمایهگذاری تریلیوندلاری گرفت.
از سپتامبر گذشته همه میدانستند که مشروعیت این تعرفهها زیر ذرهبین دیوان عالی است. از آنجا که ضعف حقوقی فرمانها تقریباً بدیهی بود، بسیاری از این کشورها عملاً تصمیمهای واقعی را عقب انداختند و با وعدههای بزرگ، زمان خریدند.
حالا رأی صادر شده است. وقتی ابزار فشار از کار افتاده، چرا باید آن وعدهها عملی شوند؟ چه عاملی میتواند این کشورها را وادار به سرمایهگذاری کند؟
ساختارهایی که ترامپ با تعرفهها ساخته بود، بیش از آنکه از فولاد باشند، از مقوا بودند!
اکنون این سازهها یکییکی فرو میریزند. ترامپ چارهای جز حفظ تعرفهها ندارد؛ چه از مسیر قانون و چه، اگر نشد، از راههای پرهزینهتر و پرتنشتر!
و در این میانه، موضوع لشگرکشی نظامی به خاورمیانه هم برقرار است، باید دید که ترامپ این خشم و غرور شکسته را چگونه بازیابی خواهد کرد.





