به گزارش زمان اقتصاد، برای ورود به عمق این بحران معیشتی، ابتدا باید آرایش و توزیع نرخ تورم را در میان هرم طبقاتی جامعه نظاره کرد. نمودار زیر که نشاندهنده نرخ تورم نقطه به نقطه دهکهای دهگانه هزینه در خرداد ۱۴۰۵ است، بهوضوح عمیقتر شدن گسل تورمی میان دهکهای بالا و پایین را به تصویر میکشد. در این ساختار بصری، خط قرمز پررنگ دهکهای اول و دوم، زنگ خطری جدی برای سیاستگذاران کلان اقتصادی است و نشان میدهد که چگونه محرومترین لایههای اجتماعی، سنگینترین هزینههای ناترازی اقتصادی را میپردازند.
کالبدشکافی ارقام؛ همسنگی وزن خوراکیها و شتاب قیمتها
پس از مشاهده توزیع ناهمگون تورم نقطه به نقطه، پرسش اساسی این است که این تفاوت چشمگیر نرخها از کجا نشأت میگیرد؟ پاسخ در تلاقی مستقیم میان «آنچه خانوارها مصرف میکنند» با «شتاب رشد قیمت آن اقلام» نهفته است. در جدول جامع مقایسهای زیر، دادههای هر دو متغیر کلیدی (سهم هزینههای خوراکی از کل سبد مصرفی و نرخ تورم نقطه به نقطه ثبت شده) در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا الگوی تکرارشونده و منظم این نابرابری در تمام دهکها نمایان شود:
| دهک هزینهای | وزن خوراکی در سبد هزینه (%) | تورم نقطه به نقطه خرداد ۱۴۰۵ (%) | میزان انحراف از میانگین کل () | وضعیت نسبی آسیبپذیری |
|---|---|---|---|---|
| دهک اول (فقیرترین) | ۴۲.۴٪ | ۱۰۰.۲٪ | + | بسیار بحرانی |
| دهک دوم | ۴۲.۳٪ | ۱۰۱.۴٪ | + | بحرانیترین (بیشترین نرخ تورم) |
| دهک سوم | ۴۱.۱٪ | ۹۹.۷٪ | + | بسیار شدید |
| دهک چهارم | ۳۸.۹٪ | ۹۶.۸٪ | %+ | شدید |
| دهک پنجم | ۳۷.۲٪ | ۹۴.۹٪ | + | متوسط به بالا |
| دهک ششم | ۳۴.۸٪ | ۹۲.۷٪ | متوسط | |
| دهک هفتم | ۳۳.۵٪ | ۹۰.۷٪ | + | متوسط به پایین |
| دهک هشتم | ۳۱.۱٪ | ۸۸.۵٪ | − | همگام با میانگین |
| دهک نهم | ۲۸.۴٪ | ۸۶.۷٪ | − | نسبتاً کمتر |
| دهک دهم (ثروتمندترین) | ۲۱.۶٪ | ۸۵.۸٪ | − | کمترین نرخ تورم |
چرا تورم کمدرآمدها بیشتر است؟

رابطه معنادار و مستقیم میان دو متغیر «وزن خوراکیها در سبد مصرفی» و «نرخ تورم نقطه به نقطه» را میتوان از چند منظر کلیدی تحلیل کرد:
۱. قانون انگل (Engel’s Law) و سهم کالاهای اساسی
طبق نظریههای پایه اقتصاد، هرچه درآمد یک خانوار کمتر باشد، درصد بیشتری از آن صرف نیازهای حیاتی و بقا (بهویژه خوراکیها) میشود. همانطور که در نمودار مشاهده میشود، وزن خوراکیها در دهک اول ۴۲.۴٪ است؛ یعنی نزدیک به نیمی از کل هزینه این دهک صرفاً برای سیر کردن شکم تخصیص مییابد. در نقطه مقابل، این نسبت برای دهک دهم تنها ۲۱.۶٪ است. زمانی که شوکهای تورمی بر بخش کشاورزی، واردات نهادههای دامی و کالاهای اساسی سایه میاندازد، قیمت خوراکیها به عنوان کالاهای کمکشش (که تقاضای آنها با قیمت تغییر چندانی نمیکند) با سرعت بیشتری رشد میکند. این جهش، مستقیماً نرخ تورم کل دهکهای پایین را به بالا پرتاب میکند.
۲. تحلیل نابرابری و فاصله تورمی (Inflation Gap)
تفاوت نرخ تورم میان دهک دوم (با بیشترین تورم یعنی) و دهک دهم (با کمترین تورم یعنی ) شکاف ۱۵.۶ درصدی را نشان میدهد که نهتنها ثروتمندان درآمد بیشتری دارند، بلکه هزینههای زندگی آنها با شتاب بسیار کمتری نسبت به فقرا رشد میکند. به بیان ساده، فقرا برای بقای خود سالانه هزینه بیشتری (به نسبت درآمدشان) پرداخت میکنند که به این پدیده در اقتصاد «مالیات تورمی مضاعف بر فقرا» گفته میشود.
۳. عدم امکان جایگزینی یا تعویق مصرف
یک خانوار در دهکهای ۹ و ۱۰ در مواجهه با تورم بالا میتواند بخشی از هزینههای غیرضروری خود مانند تفریحات، سفرهای خارجی، خرید خودروی لوکس یا پوشاک برند را کاهش داده یا به تعویق بیندازد (کالاهای باکشش). اما خانوار دهک ۱ یا ۲ که بیش از ۴۲ درصد هزینههایش خوراکی و مابقی عمدتاً اجاره مسکن است، امکان حذف یا جایگزینی این اقلام را ندارد. در نتیجه، فشاری که از سمت جهش قیمت خوراکیها وارد میشود، مستقیماً به کاهش کمّی و کیفی کالری دریافتی و سوءتغذیه این خانوارها منجر میشود.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی نابرابری تورمی
سقوط گسترده به زیر خط فقر مطلق: با توجه به اینکه تورم دهکهای اول تا سوم نزدیک به ۱۰۰ درصد (یعنی ۲ برابر شدن قیمتها در طول یک سال) بوده و رشد دستمزدها عموماً بسیار کمتر از این رقم است، بخش بزرگی از طبقه متوسط ضعیف به دهکهای پایین سقوط کرده و دهکهای پایین نیز به عمق فقر مطلق رانده میشوند.
نابرابری در توزیع کالری و سلامت: سبد غذایی دهکهای پایین در مواجهه با تورم ۱۰۰ درصدی، از پروتئین، لبنیات و ویتامینها تخلیه شده و به سمت کربوهیدراتهای ارزانقیمت سوق پیدا میکند که پیامد مستقیم آن افت سلامت عمومی جامعه در میانمدت خواهد بود.
کاهش اثربخشی سیاستهای حمایتی نقدی: پرداخت یارانههای نقدی ثابت با این نرخ از تورم نقطه به نقطه، ظرف چند ماه ارزش اثربخشی خود را از دست میدهد؛ زیرا سرعت رشد قیمتها (بهویژه خوراکیها) بسیار فراتر از قدرت ترمیم یارانههاست.
دادههای خرداد ۱۴۰۵ بهروشنی نشان میدهند که سیاستهای مهار تورم نباید صرفاً به شاخص کل () تکیه کنند. واقعیت ملموس جامعه در نرخ تورم بالای ۱۰۰ درصدی دهکهای محروم جریان دارد. تا زمانی که تورم بخش خوراکی و کالاهای اساسی مهار نشود، هرگونه رشد اسمی در درآمدها یا پرداخت یارانههای نقدی، زیر چرخدندههای تورم نابرابر دهکها له خواهد شد و سفره محرومترین اقشار جامعه کوچکتر از پیش خواهد گشت.







