به گزارش دنیای اقتصاد، حدود چهار سال پیش، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در تلویزیون ملی اعلام کرد که نیروهای مسلح این کشور حملهای تمامعیار به اوکراین را آغاز کردهاند. این جنگ، که در روسیه با عنوان «عملیات نظامی ویژه» شناخته میشود، اکنون طولانیتر از مشارکت روسیه در جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ شده است. تخمینها نشان میدهد تلفات نظامی روسیه بیش از ۳۲۵ هزار نفر کشته و حدود ۱.۲ میلیون نفر کشته و زخمی بوده است. این رقم سه برابر مجموع تلفات نیروهای آمریکایی در تمام جنگهای پس از ۱۹۴۵ است.
با وجود این هزینههای انسانی و مالی، روسیه توانست با محوریت صادرات نفت و گاز و مدیریت اقتصاد جنگی خود، از کانادا و برزیل پیشی گرفته و به نهمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود. طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، این کشور با وجود تحریمهای گسترده، کاهش سرمایهگذاری خارجی و محدودیت دسترسی به بازارهای بینالمللی، موفق شد جایگاه خود را ارتقا دهد.
زندگی روزمره مردم اما تحت فشار سنگین است. شهرهای بزرگ مانند مسکو و سن پترزبورگ مستقیم با جنگ مواجه نیستند، اما تحریمها و محدودیتها، افزایش قیمت کالاهای اساسی و تورم سرسامآور را به همراه داشته است. به گفته برخی ساکنان، حتی خرید کالاهای روزمره مانند سیگار، شکلات و سبزیجات به شدت گران شده است. قیمت خیار از دسامبر دوبرابر شده و برخی فروشگاهها آن را به قیمت بالاتری عرضه میکنند. کمبود برندهای خارجی، به ویژه از اروپا، باعث شده مصرفکنندگان به برندهای چینی یا فروشندگان دورهگرد روی بیاورند که اغلب کیفیت مناسبی ندارند.
کمبود نیروی کار نیز چالش دیگری است. اولویت دادن به تولید صنعتی نظامی و پرداخت پاداشهای هنگفت به داوطلبان ارتش، باعث شده صنایع غیرنظامی با کمبود شدید اپراتور و کارگر مواجه شوند. روزنامه «نزاویسیمایا گازتا» از «کمبود ۸۰۰ هزار کارگر یقهآبی» برای صنایع غیرنظامی گزارش داده است.
وابستگی به چین نیز روزبهروز افزایش یافته و این کشور به بازیگر اصلی در تجارت انرژی، خودرو و لوازم الکترونیک تبدیل شده است، وضعیتی که پکن را به قدرتی موثر بر مسکو بدل میکند. محدودیتهای اعمالشده بر رسانههای اجتماعی و کنترل اخبار نیز باعث شده بسیاری از شهروندان نتوانند به اطلاعات مستقل دسترسی داشته باشند.
دیدگاه مردم نسبت به جنگ متفاوت است. برخی مانند «ولادیسلاو» خلبان پهپاد، از ابتدا با جنگ مخالف بودند اما پس از مشاهده رفتار نیروهای اوکراینی، حمایت خود را اعلام کردهاند. برخی دیگر، مانند «کریل» عکاس سن پترزبورگ، هنوز نسبت به سیاستهای جنگی کرملین بدبیناند اما ادامه زندگی را در شرایط دشوار پذیرفتهاند. همزمان، تعداد قابل توجهی از مردم، از جمله مردان جوان، کشور را ترک کردهاند تا از خدمت سربازی یا اعزام به خطوط مقدم جنگ جلوگیری کنند.
کارشناسان نظامی نیز نشان دادهاند که محاسبات اولیه کرملین در مورد کنترل سریع اوکراین بسیار سادهلوحانه بوده و پیشبینیهای شکستناپذیری ارتش روسیه نیز با تلفات و شکستهای نسبی مواجه شده است. در عین حال، هزینههای نظامی، پرداخت پاداشهای هنگفت و اولویت دادن به صنایع دفاعی فشار مالی سنگینی بر اقتصاد وارد کرده است.
در مجموع، روسیه با وجود تبدیل شدن به نهمین اقتصاد جهان، با دردهای پنهان اقتصادی و اجتماعی، تورم، کمبود نیروی کار و وابستگی به چین روبهروست. این کشور با تلفات انسانی بالا، محدودیتهای زندگی روزمره و فشارهای اقتصادی، توانسته همچنان جایگاه خود را در اقتصاد جهانی حفظ کند، اما هزینه این صعود برای مردم و نظام اجتماعی کشور سنگین بوده است.





