بر مبنای اعلام فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، خط فقر در سال ۱۴۰۳ ماهانه ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار تومان برای هر نفر بوده است. محاسبات نشان میدهد نرخ فقر در این سال به حدود ۳۶ درصد رسیده که نسبت به سال قبل ۶ واحد درصد افزایش داشته و این بالاترین نرخ فقر از ابتدای دهه ۱۳۹۰ محسوب میشود.
این رقم به معنای آن است که در سال گذشته بیش از یکسوم جمعیت کشور توانایی تأمین نیازهای اولیه خود را نداشتهاند. بررسیها نشان میدهد تورم مزمن بالای ۳۰ درصدی، رشد اقتصادی پایین و شوکهای ارزی از عوامل اصلی این افزایش بودهاند. تورم خوراکیها که در شهریورماه ۱۴۰۴ به ۵۷.۹ درصد رسید، فشار بیشتری به خانوارهای کمدرآمد وارد کرده است.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سال ۱۴۰۱ بیش از نیمی از جمعیت کشور کمتر از ۲۱۰۰ کالری استاندارد روزانه دریافت میکردند که با افزایش نرخ فقر به ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۳، این وضعیت به مراتب تشدید شده است. تورم بالای ۴۰ درصدی اجارهبها و تورم سهرقمی برخی اقلام اساسی مانند برنج ایرانی و حبوبات، سفره خانوارهای فقیر را بیش از پیش تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس اعلام مرکز آمار، نرخ رشد اقتصادی در سال گذشته معادل 3.1درصد و تورم نقطه به نقطه معادل 37.1درصد بوده است. در دهه1390 تورم مزمن از یکسو و رشد اقتصادی پایین از سوی دیگر منجر به کاهش درآمدهای پایدار و افزایش نرخ فقر شده بود. اگرچه وضعیت رشد اقتصادی تا حدودی در سالهای آغازین دهه 1400 با بهبود روبهرو شد با این حال، وضعیت نرخ فقر، پس از جهش این نرخ در سالهای 1397 و 1398 به سطح حدود 30درصد، تاکنون تغییر گستردهای را تجربه نکرده است. بررسیها نشان میدهد در نیمه دوم سال1403، ریسکهای سیاسی ناشی از بهکارگیری سیاست فشار حداکثری توسط آمریکا و جهش ارزی در این مدت، منجر به فقیرتر شدن اقشار متوسط شده است. اگرچه آمارهای مربوط به ضریب جینی حاکی از بهبود نسبی وضعیت رفاهی دو دهک پایین در سال1403 بوده است، اما این بهبود، منجر به خروج افراد از تله فقر نشده است.
کارشناسان هشدار میدهند تداوم این روند میتواند به افزایش سوءتغذیه و گسترش پدیده «شاغلان فقیر» بینجامد. کاهش ریسکهای سیاسی، اجرای اصلاحات اقتصادی پایهای و کنترل تورم از ضروریات فوری برای مهار فقر در کشور به شمار میرود.





