گزارش از ملیکا میرزایی از تحریریه زمان اقتصاد
این چرخه در بازارهای مختلف بارها تکرار شده است؛ از طلا در دهه ۱۹۸۰ گرفته تا سهام فناوری در ابتدای قرن جدید، بازار مسکن ۲۰۰۸، رمزارزها، و امروز حوزه هوش مصنوعی! در مراحل نخست، قیمتها با شتاب از ارزش واقعی فاصله میگیرند و سرمایهگذاران تازهوارد با تصور تداوم روند صعودی، بدون تحلیل بنیادی وارد بازار میشوند. رسانهها و روایتهای خوشبینانه به این موج دامن میزنند و کمکم این احساس شکل میگیرد که این بار متفاوت است! و قواعد گذشته دیگر اعمال نمیشود.
اما با شدت گرفتن هیجان، عقلانیت عقب میرود. پدیده ترس از جا ماندن، سرمایهگذاران خرد را به صف خریداران اضافه میکند و بازار بهجای آنکه محل ارزشگذاری منطقی باشد، به صحنه رفتار تودهای تبدیل میشود. در این نقطه، ارزشهای واقعی از قیمتها جدا میشوند و تحلیل جای خود را به امید و هیجان میدهد.
سرانجام، زمانی که جریان تقاضا کند میشود و بازیگران بزرگ موقعیت خرید خود را کاهش میدهند، حباب ترکیده و بازار به سرعت با واقعیت روبهرو میشود. نتیجه تکراری است: آنهایی که دیرتر وارد شدهاند، بیشترین زیان را متحمل میشوند.
نمونههای تاریخی این چرخه، از حباب بازار سهام ژاپن در دهه ۹۰ تا ترکیدن داتکامها و بحران وامهای مسکن ۲۰۰۸، همگی یک پیام مشترک دارند: هیجان میتواند قیمتها را برای مدتی بالا نگه دارد، اما در نهایت واقعیت اقتصادی خود را تحمیل میکند.
تجربه نشان داده است تشخیص حباب دقیقاً در زمان وقوع آن دشوار است، اما نشانههایش همیشه قابل مشاهدهاند. وقتی رشد قیمتها از منطق اقتصادی فاصله میگیرد و روایتها و فضای روانی محور تصمیمگیری میشوند، احتیاط بهجای شتاب، بهترین استراتژی است. همان توصیه قدیمی وارن بافت که میگوید هنگام حریص شدن دیگران، محتاط بودن عقلانیترین انتخاب است.
نقل این گزارش فقط با ذکر منبع مجاز است.






