یادداشت از امیررضا خسروی
تورم یعنی افزایش سطح عمومی و مداوم قیمتها و کاهش ارزش خرید پول
به زبان ساده یعنی هر چه میگذرد، با همان مقدار پول نمیتوانیم به اندازه قبل خرید کنیم و زندگی روز به روز گرانتر میشود.
وقتی این تورم ادامهدار و شدید شود، اثرات آن عمیقتر شده و مردم کم کم اعتماد خود را به پول ملی از دست میدهند. در چنین شرایطی افراد و کسب و کارها احساس میکنند ریال دیگر نمیتواند ارزش خود را حفظ کند و برای جلوگیری از کاهش ارزش داراییهایشان به دلار یا ارزهای خارجی پناه میبرند.
این رفتار آغاز پدیدهای است که به آن دلاریزه شدن اقتصاد میگویند. یعنی دلار کم کم جای ریال را در ذهن مردم و در معاملات میگیرد.
دلاریزه شدن از یک مرحله ساده شروع میشود:
مردم قیمتها را با دلار مقایسه میکنند. بعد از مدتی، بسیاری از فروشندگان برای اینکه از نوسانات شدید ریال آسیب نبینند، قیمت کالاها و خدمات را بر اساس دلار یا نرخ روز آن تعیین میکنند.
وقتی تورم ادامه پیدا کند و شدت بگیرد، حتی معاملات مهمی مثل خرید و فروش ملک، خودرو یا اجاره مغازه نیز به دلار انجام میشود، هر چند این کار رسمی نیست. اما دلاریزه شدن فقط تغییر پول نیست، نتیجه مستقیم استمرار و تشدید تورم است و پیامدهای مهمی دارد.
اولین پیامد آن تضعیف شدید ارزش و اعتبار ریال است. وقتی مردم ریال را نگه نمیدارند و همه چیز را با دلار میسنجند، ارزش پول ملی سریعتر کاهش مییابد و نقش آن در اقتصاد کمرنگ میشود.
همزمان، بانک مرکزی توان کنترل اقتصاد را از دست میدهد. ابزارهای معمول که برای کنترل تورم استفاده میشد، مثل تغییر نرخ سود، وقتی مردم عملاً با دلار معامله میکنند اثر چندانی ندارد.
حتی تغییرات اقتصادی خارجی نیز میتواند روی قیمتها و معاملات داخل کشور تأثیر بگذارد، چون دلار معیار اصلی شده است. دلاریزه شدن باعث بیثباتی بیشتر قیمتها هم میشود.
چون قیمتها بر اساس دلار تعیین میشود، هر تغییر کوچک در نرخ ارز باعث بالا و پایین شدن سریع قیمتها میشود و این وضعیت کار تولید، تجارت و برنامهریزی اقتصادی را دشوار میکند.
از سوی دیگر، در نتیجه تورم شدید و دلاریزه شدن، نابرابری اقتصادی افزایش مییابد. افرادی که درآمد یا دارایی دلاری دارند، با افزایش نرخ دلار وضع بهتری پیدا میکنند اما کسانی که درآمدشان ریالی است، روز به روز فقیرتر میشوند.
به این ترتیب طبقه متوسط کوچک میشود و فشار اصلی روی مردم عادی وارد میشود. در چنین فضایی، مردم و سرمایهگذاران ترجیح میدهند پول خود را به دلار یا طلا تبدیل کنند، نه اینکه در فعالیتهای تولیدی سرمایهگذاری کنند.
این رفتار باعث کاهش سرمایهگذاری مولد، کند شدن رشد اقتصادی و کاهش فرصتهای شغلی میشود. همچنین چون بسیاری از معاملات دلاری در خارج از سیستم رسمی انجام میشود، اقتصاد پنهان بزرگتر شده و فرار مالیاتی افزایش مییابد. در نهایت، کاهش اعتماد به ریال و تورم ادامه دار باعث میشود مردم پولشان را کمتر در بانکها نگه دارند.
این موضوع نظام بانکی را تضعیف کرده و ممکن است در بلندمدت برای بانکها مشکلات جدی ایجاد کند. به طور خلاصه، استمرار و تشدید تورم باعث میشود مردم از ریال فاصله بگیرند و به دلار پناه ببرند. این روند، یعنی دلاریزه شدن، باعث بیثباتی بیشتر، نابرابری شدیدتر، کاهش قدرت سیاستگذاری اقتصادی و سختتر شدن زندگی مردم میشود.





