گزارش از سارا جعفری در زمان اقتصاد
به گزارش زمان اقتصاد در حالی که دولتها طی دهههای گذشته نفت را ستون اصلی درآمد و سیاستگذاری اقتصادی قرار دادهاند، تحولات ژئوپلیتیک، تحریمها و بیثباتی بازارهای جهانی این تکیهگاه سنتی را متزلزل کرده است. در چنین شرایطی، شاخص تولید ناخالص داخلی بدون نفت بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای سنجش تابآوری و توانایی اقتصاد ایران برای رشد مستقل، اهمیت تازهای یافته است. اما دادههای رسمی نشان میدهد که تصویر این رشد در طول سال هشت سال، پیچیدهتر از آن است که نمودارهای صعودی بهتنهایی نشان میدهند.
رشد آرام اقتصاد غیرنفتی؛ پیشرفتی واقعی یا بازتابی از تورم؟
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، ارزش افزوده فعالیتهای غیرنفتی در فاصله سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ حدود ۲۵ درصد افزایش یافته و از ۵۸.۵۴ به ۷۳.۲۱ همت رسیده است. دولت این روند را نشانه از تقویت پایههای اقتصاد غیرنفتی معرفی میکند، اما مسیر این رشد – بهویژه کاهش محسوس شاخص در دوره ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ – نشان میدهد که اقتصاد غیرنفتی همچنان آسیبپذیر و واکنشپذیر به شوکهای خارجی است.
هرچند استفاده از قیمت پایه سال ۱۴۰۰ بخشی از اثر تورم را تعدیل کرده، اما واقعیت این است که تورم مزمن و نوسانات ارزی همچنان میتوانند تصویر رشد را بزرگنمایی کنند. به بیان دیگر، اقتصاد غیرنفتی شاید بزرگتر شده باشد، اما لزوماً توانمندتر نشده است.
بخشهای محرک رشد؛ بازده کم، نوسان زیاد
در میان فعالیتهای اقتصادی، بخش صنایع و معادن با رشد حدود ۴۰ درصدی در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۵ پیشتاز بوده و پس از آن کشاورزی و خدمات با رشد ۱۶ درصدی در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۵ قرار گرفتهاند. با وجود این، بررسی جزئیتر دادهها نشان میدهد که:
رشد صنایع و معادن عمدتاً ناشی از صنایع بزرگ و شبهدولتی بوده و بخش خصوصی سهم محدودی در این افزایش داشته است. از سوی دیگر بخش کشاورزی بهظاهر رشد کرده، اما این رشد در بسیاری موارد ناشی از افزایش قیمت محصولات بوده، نه افزایش تولید واقعی یا بهرهوری. و در نهایت بخش خدمات، که باید موتور پویای اقتصاد مدرن باشد، رشد اندکی داشته و درگیر بروکراسی، محدودیتهای فناوری و ضعف سرمایهگذاری داخلی و خارجی است.
در مقابل، بخش نفت و گاز – هرچند خارج از موضوع این شاخص – همچنان با نوسانات شدید مواجه است؛ نوسانی که نشان میدهد اقتصاد ایران حتی هنگام تلاش برای فاصله گرفتن از نفت، همچنان سایه این صنعت را با خود حمل میکند.
چشمانداز مبهم؛ رشد بدون اصلاحات ساختاری پایدار نمیماند
نتایج کلی هشت ساله منتهی به ۱۴۰۳ نشان میدهد که اقتصاد ایران توانسته است بدون اتکا به نفت رشد کند، اما این رشد کند، شکننده و فاقد بنیانهای ساختاری لازم است. نبود سرمایهگذاری خارجی، فرسودگی زیرساختها، بهرهوری پایین نیروی کار و بلاتکلیفی سیاستگذاری، مسیر رشد را محدود کردهاند.
تا زمانی که اصلاحات عمیق نهادی، تقویت بخش خصوصی واقعی، افزایش شفافیت و ثبات مقررات در دستور کار قرار نگیرد، اقتصاد غیرنفتی صرفاً در حد یک شاخص آماری رشد خواهد کرد—نه یک موتور واقعی برای توسعه.
برای مطالعه بیشتر، صفحه انرژی را در زمان اقتصاد دنبال کنید.






