گزارش از نگار قاسمیمنش خبرنگار تحریریه زمان اقتصاد
روند صعودی طلا بیش از آنکه نتیجه تصمیمهای سیاستگذاران باشد، بازتاب انتظارات سرمایهگذاران از کاهش ارزش واقعی پولهای فیات و تداوم بیاعتمادی به سیاستهای پولی است. دلیل مبرهن این است که اعدادی که بالا و پایین میشوند بهجز این که ماجرایی را در سطح بازارهای جهانی آغاز میکنند؛ تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر زندگی مردم و اقتصاد کشورها نیز میگذارند. بهعنوان مثال زمانی که ارز هم دچار نوسان میشود، معمولاً طلا گران میشود، چون سرمایهگذاران بهجای نگه داشتن پول نقد یا سپرده بانکی، به سراغ داراییهایی مثل طلا و دلار میروند. این رفتار، میتواند به افزایش تقاضا برای ارز و در نتیجه، رشد قیمتها در بازار داخلی منجر شود.
در تازهترین گزارشهای منتشرشده از سوی بانکهای بزرگ جهان، روند قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ بهطور چشمگیری صعودی پیشبینی شده است.
بر اساس این گزارشها
-
J.P. Morgan قیمت هر اونس طلا را ۵٬۰۵۵ دلار پیشبینی کرده است.
-
Bank of America و HSBC Bank هر دو برآورد مشابهی با رقم ۵٬۰۰۰ دلار ارائه دادهاند.
-
Goldman Sachs نیز هدف قیمتی ۴٬۹۰۰ دلار را مطرح کرده است.
-
Morgan Stanley نیز با پیشبینی ۴٬۵۰۰ دلار در هر اونس، بر استمرار روند صعودی تأکید کرده است.
در چنین شرایطی طلا بهنوعی تبدیل به «پناهگاه روانی و مالی» میشود. بالا رفتن قیمت طلا به منزله عدم اطمینان مردم و سرمایهگذاران به سیاستهای پولی و تصمیمهای دولتهاست. وقتی بانکهای مرکزی بیش از اندازه پول چاپ میکنند یا بدهی دولتها افزایش پیدا میکند، طبیعی است که نگرانی از کاهش ارزش واقعی پول بالا میرود و طلا دوباره محبوب میشود.
وقتی شهروندان احساس کنند که پول ملی قدرت خرید خود را از دست میدهد، طبیعی است که به سمت داراییهایی میروند که ارزششان حفظ میشود. این تغییر ذهنی میتواند اثرات بلندمدتی داشته باشد؛ چراکه بازگشت اعتماد به پول ملی معمولاً دشوار و زمانبر است.
مجموعهای از عوامل شامل تضعیف احتمالی دلار آمریکا، سیاستهای انبساطی بانکهای مرکزی، و افزایش تقاضا برای داراییهای امن، محرکهای اصلی رشد قیمت طلا در افق میانمدت بهشمار میآیند. اما در کشورهایی که بازار مالی عمق کافی ندارد و مردم گزینههای مطمئن زیادی برای سرمایهگذاری ندارند، این اتفاق شدیدتر بروز داده میشود. نقدینگی از بازارهای مولد مثل تولید و خدمات خارج و به سمت داراییهای غیرمولد مثل طلا، ارز یا ملک حرکت میکند. کاهش سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد، رشد تورم، و سختتر شدن شرایط برای بنگاههای کوچک و متوسط ماحصل این فاصله گیری از اقتصاد واقعی است.
همچنین در حال حاضر قیمت طلا در بازارهای جهانی حدود ۲۶۰۰ دلار در هر اونس است؛ بنابراین تحقق پیشبینی بانکهای بزرگ به معنای رشد بیش از ۷۰ تا ۹۰ درصدی قیمت طی دو سال آینده خواهد بود. بالا رفتن بهای جهانی طلا میتواند روی هزینه تولید بسیاری از صنایع هم اثر بگذارد. مثلاً در صنایع الکترونیک، انرژیهای نو یا حتی خودروسازی، طلا و فلزات گرانبها نقش مهمی دارند. وقتی قیمت مواد اولیه افزایش پیدا کند، هزینه تولید بالا میرود و در نهایت مصرفکننده نهایی باید بهای بیشتری پرداخت کند.
به باور تحلیلگران بازارهای جهانی، در شرایطی که ریسکهای ژئوپلیتیک و نوسانات اقتصادی همچنان پابرجاست، طلا میتواند نقش کلیدی خود را بهعنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران حفظ کند. در این میان، تأکید همزمان پنج بانک بزرگ جهان بر چشمانداز صعودی طلا، نشانگر نوعی اجماع نادر میان مؤسسات مالی بینالمللی درباره آینده این فلز گرانبهاست.
در چنین شرایطی در سطح داخلی دولتها باید مسیر سرمایهگذاری را از بازارهای غیرمولد به سمت تولید و نوآوری هدایت کنند. اگر سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد سودآور و کمریسک باشد، دیگر نیازی نیست مردم دارایی خود را به طلا و ارز تبدیل کنند. ایجاد ابزارهای مالی جذاب، توسعه بازار سرمایه، و فراهم کردن محیط کسبوکار سالم میتواند در این مسیر مؤثر باشد. در سطح کلان نیز بانکهای مرکزی میتوانند با مدیریت دقیق نرخ بهره، کنترل انتظارات تورمی و جلوگیری از رشد بیرویه نقدینگی، فشار روانی بازار را کاهش دهند. از سوی دیگر، شفافیت اطلاعات و ارتباط صادقانه با افکار عمومی اهمیت زیادی دارد. وقتی مردم بدانند سیاستگذاران بهدنبال راهحل پایدار هستند، رفتار هیجانی هم کمتر خواهد شد.
از همین رو میتوان گفت افزایش قیمت طلا فقط بالا رفتن عددی روی تابلوهای صرافی نیست؛ نشانهای از تغییر نگرش سرمایهگذاران نسبت به آینده پول و اقتصاد جهانی است. وقتی طلا گران میشود، بازار دارد پیام میدهد اعتماد به پولهای رایج، مثل دلار و یورو کمتر شده و مردم بهدنبال پناهگاه امنتری برای حفظ ارزش دارایی خود هستند. با توجه به این که افزایش قیمت طلا نشانهای از وضعیت ذهنی و واقعی اقتصاد است؛ اگر اقتصادها بتوانند اعتماد عمومی را حفظ کنند، طلا صرفا نقش ذخیره ارزش خواهد داشت، نه پناهگاه اضطراری. اما اگر این اعتماد از بین برود، حتی کوچکترین نوسان قیمتی میتواند موجی از نگرانی و رفتارهای هیجانی در بازار ایجاد کند.
مسیر آینده طلا هرچند صعودی پیشبینی میشود، اما تأثیر واقعی افزایش قیمت طلا تا حد زیادی به این بستگی دارد که کشورها و سیاستگذاران چقدر بتوانند میان نظم مالی و پویایی اقتصادی توازن ایجاد کنند. هرچه این توازن پایدارتر باشد و تصمیمها نیز بر پایه شفافیت، پیشبینیپذیری و اعتماد عمومی گرفته شود، واکنش مردم و بازارها نیز منطقیتر و آرامتر خواهد بود.






