هیچ عقل سلیمی نمیتواند از یارانههای پنهان چند ده میلیارد دلاری دفاع کند؛ یارانههایی که مثل یک سیستم آبیاری بیهدف عمل میکنند و بیشتر از همه به نفع مصرفکنندگان بزرگ تمام میشوند. در اصول اقتصادی، حرکت به سمت قیمتگذاری واقعی و هدفمندسازی منابع، یک ضرورت روشن است. اما این ضرورت، با نحوه اجرای نادرست میتواند به ضدِ خود تبدیل شود.
مشکل امروز ما فقدان عدالت در اجرای اصلاح قیمتهاست؛ اصلاحی که پیشنیازهایش سالها نادیده گرفته شده و حالا قرار است یکباره از جیب مردم اخذ شود.
بنزین سهبرابری؛ مسئله مردم یا مسئله دولت؟
پیش از آنکه خطاب به مردم بگوییم: «باید مصرف را کنترل کنید!»، لازم است با صدای بلند بپرسیم: چرا سرانه مصرف سوخت در ایران اینقدر بالاست؟
پاسخ در رفتار مردم نیست؛ در ساختار معیوبی است که مصرف بالا را اجبار میکند:
۱) خودروهای پرمصرف اجباری
میانگین مصرف خودروهای داخلی ما تا سهبرابر استاندارد جهانی است. جهان به سمت ۴ تا ۵ لیتر مصرف در ۱۰۰ کیلومتر حرکت میکند، اما بسیاری از خودروهای داخلی بدون زحمت ۱۰ تا ۱۲ لیتر میسوزانند.
اگر صنعت خودروی ایران در مسیر استاندارد قرار داشت، مصرف روزانه بنزین بهجای ۱۱۰ میلیون لیتر، میتوانست حوالی ۶۰ میلیون لیتر باشد. یعنی هدررفت روزانه ۵۰ میلیون لیتر سوخت بهدلیل کیفیت پایین و پلتفرمهای متعلق به دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰
۲) ناوگان فرسوده، بدون مکانیزم جایگزینی
میلیونها خودروی فرسوده در خیابانها تردد میکنند. مصرفشان ۳۰ تا ۵۰ درصد بیشتر از خودروهای استاندارد است. اما هیچ نظام نوسازی موثری وجود ندارد. گران کردن بنزین در چنین شرایطی یعنی تنبیه کسی که توان خرید خودرو جدید ندارد.
نتیجه روشن است:
ابتدا مردم را مجبور به انتخابهایی پرمصرف و بیکیفیت میکنیم، سپس برای جبران کسری بودجه و بیکفایتی ساختاری، هزینه را از همان مردم میگیریم.
این اصلاح نیست؛ انتقال فشار است.
غول دو سر تعرفه: ریاکاری در سیاستگذاری
چرا خودروساز داخلی انگیزهای برای بهبود مصرف سوخت ندارد؟ چون پشت دیوارهای بلند تعرفه واردات پنهان شده است. تعرفههای ۱۰۰ تا ۱۹۰ درصدی بازار خودرو را عملاً قفل کرده و سه پیامد اصلی دارد:
۱) حفظ انحصار و تنبلسازی تولید
وقتی رقابتی وجود ندارد، چرا باید مصرف سوخت را کاهش داد یا پلتفرم را نوسازی کرد؟ سود انحصار تضمین شده است.
۲) درآمدزایی دولت از جیب مردم
دولت از محل تعرفههای سنگین، درآمدی غیرشفاف و کلان دارد؛ در برخی موارد سود دولت از واردات یک خودرو بیشتر از سود شرکت سازنده آن است.
۳) تعارض در سیاستها
دولت از یکسو بنزین را گران میکند تا مصرف کاهش یابد
اما از سوی دیگر اجازه ورود خودروهای کممصرف را نمیدهد.
این یعنی سیاستی که با دست راست مردم را به صرفهجویی دعوت میکند، با دست چپ آنها را مجبور به مصرف چندبرابری میکند.
در ظاهر میگوییم دنبال عدالت و کاهش آلودگی هستیم؛ در عمل، انحصار را حفظ میکنیم و مردم را مجبور به پرداخت هزینه ناکارآمدی میکنیم.
مسیر فعلی اقتصاد ایران گرفتار چرخهای معیوب است:
انجماد چندساله قیمت ⬅️ انباشته شدن ناترازی ⬅️ شوک ناگهانی⬅️ آسیب اجتماعی⬅️ تکرار چرخه
مشکل ایران گران شدن بنزین نیست؛
مشکل این است که چرا مردم باید تاوان انحصار، ناکارآمدی و ریاکاری ساختاری را بپردازند.
تا زمانی که دیوار تعرفه فرو نریزد، استانداردها واقعی نشوند، و شفافیت در تخصیص منابع برقرار نشود، هر افزایش قیمتی تنها حکم مجازات جمعی دارد، نه اصلاح اقتصادی
اگر عدالت اقتصادی قرار است ترمیم شود، باید از بازطراحی صنعت خودرو، اصلاح حکمرانی انرژی و پایان دادن به انحصار دولتی آغاز کرد.





