جمعه 11 مهر 1404 ساعت 10:30
زمان اقتصاد

تورم و خط فقر؛ سقوط آزاد طبقه متوسط

تورم و خط فقر؛ سقوط آزاد طبقه متوسط
 شکم‌های خالی و سفره‌های کوچک‌شده محصول واضح و بی‌تردید تورمی افسارگسیخته است که سوار را در بیابانی بی‌آب و علف با لب تشنه، بی اختیار به این سو و آن سو می‌کشد. این تصویر اغراق‌آمیز نیست؛ کافی‌ست نگاهی به دخل و خرج یک خانوار بیندازیم!

 

متاسفانه ما امروز با پدیده‌ای به نام نادیده گرفتن رسمی فقر روبه‌رو هستیم. نهادهای آماری نرخ تورم را ماه به ماه منتشر می‌کنند، آمارهای نقدینگی و پایه پولی هم مرتب به‌روزرسانی می‌شود، اما خط فقر انگار عمداً به حاشیه رانده شده است. چرا که پذیرش آن یعنی اعتراف به اینکه بخش بزرگی از جامعه دیگر نه طبقه متوسط، بلکه عملاً فقیران نوظهورند! تازه فقیر شده؛ به تعبیری!

آخرین عدد رسمی در سال ۱۴۰۱ منتشر شد: خط فقر ملی برای خانوار چهار نفره ۷.۷ میلیون تومان و خط فقر تهران ۱۴.۷ میلیون تومان. همان سال کارگر حدود 4.2میلیون و کارمند دولت حدود 5.6 میلیون حقوق می‌گرفتند

در سال ۱۴۰۲ هیچ نهاد رسمی عدد تازه‌ای اعلام نکرد. فقط در همان سال ۱۴۰۲، محمد باقری بنابی نماینده بناب و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، خط فقر خانوار چهار نفره در تهران را حدود ۳۰ میلیون تومان عنوان کرد. این برآورد غیررسمی بارها در رسانه‌ها تکرار شد، اما با مبنای رسمی تازه‌ای جایگزین نشد. همان سال کارگر ۵.۳ میلیون و کارمند دولت حدود 8 میلیون حقوق می‌گرفتند!

محاسبه خط فقر از مبنای رسمی ۱۴۰۱ تا مهر ۱۴۰۴

 

بر مبنای گزارش رسمی وزارت تعاون در سال ۱۴۰۱، خط فقر برای خانوار شهری چهار نفره حدود ۷.۷ میلیون تومان در سطح ملی و ۱۴.۷ میلیون تومان در تهران برآورد شده بود. از آن زمان تا امروز هیچ عدد تازه‌ای به‌صورت رسمی اعلام نشد. بنابراین برای به‌روز کردن این مبنا، نرخ‌های تورم رسمی مرکز آمار را سال به سال روی همان سبد ۱۴۰۱ اعمال کردیم.

نتیجه این شد:

  • خط فقر ملی از ۷.۷ میلیون تومان در ۱۴۰۱ به ۱۱.۳ میلیون در ۱۴۰۲-   ۱۴.۹ میلیون در ۱۴۰۳ –   و حدود ۲۰.۵ میلیون در ۱۴۰۴ رسیده است.
  • خط فقر تهران هم از ۱۴.۷ میلیون تومان در ۱۴۰۱ به ۲۱.۵ میلیون در  ۱۴۰۲-  ۲۸.۶ میلیون در ۱۴۰۳ –   و حدود ۳۹.۲ میلیون در ۱۴۰۴ رسیده است.
  • اگر به جای تورم سالانه، تورم نقطه‌به‌نقطه ۴۵.۳ درصدی شهریور ۱۴۰۴ را مبنا بگیریم، این اعداد حتی بالاتر می‌روند؛ برای ملی حدود ۲۱.۷ میلیون تومان و برای تهران ۴۱.۵ میلیون تومان

حالا این اعداد را با حداقل حقوق پایه کارگران مقایسه کنید. حداقل دستمزد کارگر از ۴.۱۸ میلیون تومان در ۱۴۰۱ به ۵.۳ در ۱۴۰۲- ۷.۱ در ۱۴۰۳ – و ۱۳.۵ میلیون در ۱۴۰۴ رسید. یعنی حتی اگر دستمزدها با تورم هماهنگ شوند، باز هم فاصله با خط فقر چند برابر باقی می‌ماند. این همان شکاف تلخی است که طبقه کارگر و حقوق‌بگیر را هر سال بیشتر به زیر خط فقر می‌کشد.

در واقع، هماهنگ کردن دستمزد با تورم فقط یک مُسکن کوتاه‌مدت است. چون خط فقر صرفاً بازتاب نرخ تورم رسمی نیست؛ بلکه ترکیبی از هزینه‌های واقعی زندگی است که بعضی اقلام آن، مثل اجاره مسکن یا درمان، با سرعتی بسیار بالاتر از تورم کلی افزایش می‌یابند. به همین دلیل حتی وقتی حقوق‌ها متناسب با تورم بالا می‌روند، نسبت آن‌ها به خط فقر ثابت نمی‌ماند. یک نگاه به اعداد کافی است: در سال ۱۴۰۲ حقوق پایه کارگر حدود پنج میلیون تومان بود در حالی که خط فقر ملی از یازده میلیون گذشته بود؛ در ۱۴۰۳ این فاصله تقریباً دو برابر شد و در ۱۴۰۴ هم، با وجود افزایش دستمزد به بیش از سیزده و نیم میلیون تومان، خط فقر ملی نزدیک به بیست و یک میلیون و در تهران حدود سی و نه میلیون تومان برآورد می‌شود. یعنی کارگر و کارمند حتی در بهترین حالت، نیمی از هزینه‌های لازم برای گذران زندگی را پوشش می‌دهند.این همان جایی است که مفهوم «افزایش دستمزد» معنایش را از دست می‌دهد و به یک مسابقه‌ی بی‌پایان بدل می‌شود؛ مسابقه‌ای که نقطه‌ی پایانش همواره چند برابر دورتر از دستمزدی است که روی کاغذ تصویب می‌شود.

خط فقر را می‌شود به عدد نوشت، ولی فهم واقعی‌اش وقتی روشن می‌شود که آن را روی دهک‌های هزینه‌ای مردم بگذاریم. یعنی ببینیم هر دهک جامعه، از فقیرترین تا ثروتمندترین، چه‌قدر خرج می‌کند و نسبتش با خط فقر کجاست.

دهک اول، (یعنی فقیرترین؛ ۱۰ درصد جامعه)، در سال ۱۴۰۲ به‌طور متوسط ۶.۳ میلیون تومان در ماه خرج می‌کردند. این عدد با تورم ۳۲.۵ درصدی در ۱۴۰۳ به ۸.۳ میلیون و در ۱۴۰۴ با تورم ۳۷.۵ درصدی به ۱۱.۴ میلیون رسید. حالا با توجه به تورم محاسبه کنید: خط فقر محاسباتی، با توجه به آخرین عدد رسمی اعلام شده؛ در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۰.۵ میلیون برآورد می‌شود. و با آن عدد نماینده و سناریوی برآوردی بر مبنای آن هم، که دیگر مثل فاصله زمین تا آسمان است (بین ۵۵ تا ۵۸ میلیون تومان)


دهک پنجم، یعنی جایی که همیشه به آن «میانه جامعه» یا همان طبقه متوسط می‌گویند، در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۴.۵ میلیون خرج داشت. در ۱۴۰۳ این عدد به ۳۲.۵ میلیون تومان و در ۱۴۰۴ به ۴۴.۷ میلیون تومان رسید.

دهک هفتم، همان‌هایی که خودشان را هنوز طبقه متوسط به بالا می‌دانند، در سال ۱۴۰۲ حدود ۳۷.۵ میلیون تومان خرج داشتند، در ۱۴۰۳ نزدیک به ۴۹.۷ میلیون و در ۱۴۰۴، ۶۸.۴ میلیون تومان.

دهک دهم، یعنی ثروتمندترین قشر، داستان دیگری است. در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۱۰ میلیون خرج ماهانه داشتند، در ۱۴۰۳ به ۱۴۶ میلیون تومان و در ۱۴۰۴ به بیش از ماهانه ۲۰۰ میلیون تومان.

آدرس غلط

با نگاه به اعداد هزینه‌های ماهیانه سه دهک از پایین و متوسط و بالا، در نگاه اول ممکن است، برخی افراد از این شکاف هزینه‌ای، مترصد سرکوب و شماتت دهک‌های متوسط و بالا باشند، اما واقعیت این است که طبقه متوسط؛ آن‌هایی که در دهک پنجم و ششم‌اند، همان‌هایی که روزی به فرزندانشان آموزش بهتر می‌دادند، کلاس زبان و موسیقی می‌فرستادند، سفر می‌رفتند و آینده‌ای برایشان می‌ساختند، حالا روی کاغذ بالاتر از خط فقر ملی‌اند ولی در واقعیت با یک اجاره‌نامه یا یک نسخه دارو، یا عمل جراحی، هر آینه به زیر خط فقر، سقوط می‌کنند. طبقه متوسط همیشه ستون فقرات توسعه بوده. اگر این ستون بشکند، سقف جامعه روی سر همه پایین می‌آید، نه فقط فقرا! و امروز این ستون ترک برداشته است.

اما دهک دهم به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته اول کارافرین‌ها و اقشار خودساخته‌ای هستند که وضع موجود، آنها را نیز خون به جگر کرده است. از قیمت‌های دستوری و ناترازی انرژی گرفته تا چند نرخی ارز و مشکلات تولید و بروکراسی‌های اداری، هر آینه مجبورند هر چه رشته‌اند بردارند و بروند. این همان دسته‌ای است که مالیات می‌دهد و اشتغال ایجاد می‌کند. که اگر نباشد، کشور همین نفس‌های گاه به گاه را هم نمی‌تواند بکشد.

اما دسته دوم؛ همان از ما بهترانند! همان که هم کاسب تحریم است هم کاسب بحران! هم‌او که مالیات را هم به راه‌های مختلف می‌پیچاند! پس لطفا با ژست‌های عوام‌فریبانه، آدرس غلط ندهید.

 

تجربه‌های جهانی

هیچ ملتی محکوم به تورم مزمن نیست. این را می‌شود از قصه کشورهایی خواند که هر کدام روزی شبیه ما بودند؛ با صف‌های طولانی، قیمت‌های هر روزه بالارونده، و سیاست‌گذارانی که یا انکار می‌کردند یا صورت‌مسأله را پاک می‌کردند.

برزیل را نگاه کنید. دهه نود میلادی، تورم هزار درصدی داشت. مردم صبح حقوق می‌گرفتند و عصر، همان پول نصف خرید دیروز را هم نمی‌آورد. چه کردند؟ انضباط مالی را به دولت تحمیل کردند، بانک مرکزی را مستقل کردند، و مهم‌تر از همه، یک برنامه حمایتی طراحی کردند که به دست خانواده‌های فقیر واقعی رسید. نوعی یارانه که فقط نقدی نبود؛ بیمه سلامت و آموزش فرزندان را هم شامل می‌شد. امروز همان کشور، با همه مشکلاتش، تورمش را یک‌رقمی نگه داشته است.

ترکیه هم همین مسیر را رفت. اوایل دهه دو هزار، استقلال بانک مرکزی و انضباط بودجه، تورم را از بالای شصت درصد به تک‌رقمی رساند. اما وقتی اردوغان علم اقتصاد را کنار گذاشت و به جنگ نرخ بهره رفت، همان ترکیه دوباره به تورم بالای شصت درصد رسید. این یعنی حتی اگر درست حرکت کنی، کافی است به بیراهه برگردی تا همه‌چیز دوباره خراب شود.

آرژانتین اما داستانی آشنا دارد. سال ۲۰۲۳ تورمش از دویست درصد هم گذشت. دولت جدید با بسته‌ای سختگیرانه، کسری بودجه را از بین برد، چندین وزارتخانه و نهاد دولتی را تعطیل کرد. یارانه‌ها را اصلاح کرد، و با صندوق بین‌المللی پول توافق کرد. تورم ماهانه پایین آمد، با وجود بهای اجتماعی سنگین، و تبعات کوتاه‌مدت یا میان‌مدت؛ اما کار درست را انجام داد.

این‌ها مثال‌های دور و نزدیک‌اند. نکته روشن است: هیچ کشوری با انکار، نجات پیدا نکرد. هیچ دولتی با شعار و بگیر و ببند، سفره مردم را پر نکرد. همه کشورهایی که موفق شدند، اول واقعیت را گفتند و بعد نسخه علمی را پیاده کردند.

همه از یک جا شروع کردند: کوچک کردن دولت و بستن شیر کسری بودجه

اولین گام، انضباط مالی است. دولت باید جلوی رشد بی‌مهار هزینه‌های جاری بایستد. حقوق و دستمزدهایی که هر سال بیشتر می‌شود، شرکت‌های دولتی زیان‌ده که هر روز سنگین‌تر می‌شوند، و طرح‌های عمرانی نیمه‌تمامی که فقط به بودجه فشار می‌آورند؛ همه این‌ها باید جراحی شود. هیچ کشوری با کسری بودجه ساختاری به مهار تورم نرسید.

گام دوم، اصلاح مالیات است. امروز بار اصلی روی دوش کارمندان و تولیدکنندگان است. در حالی‌که سوداگران، فرارکنندگان مالیاتی و صاحبان ثروت‌های بزرگ و عمدتا همان از ما بهتران! سهم ناچیزی می‌دهند. مالیات بر مجموع درآمد، مالیات بر عایدی سرمایه و بستن معافیت‌های بی‌منطق برخی نهادهای اتفاقا پردرآمد، همان چیزی است که می‌تواند هم درآمد دولت را بالا ببرد، هم عدالت را برگرداند.

گام سوم، بازار ارز شفاف و یکسان‌سازی منطقی است. نرخ‌های چندگانه ارز موتور فساد و تورم‌اند. هرچه زودتر این بساط جمع شود، هم جلوی رانت ارزی گرفته می‌شود، هم انتظارات تورمی آرام می‌گیرد.

گام چهارم، ثبات در سیاست‌گذاری است. سرمایه‌گذار وقتی هر هفته با یک بخشنامه جدید بیدار می‌شود، نه در صنعت سرمایه‌گذاری می‌کند، و نه در کشاورزی- ثبات مقرراتی شرط جذب سرمایه است. بدون سرمایه، تولید رشد نمی‌کند، و وقتی تولید رشد نکند، تورم هم مهار نمی‌شود.

این‌ها پایه‌های کلان است. در کنارشان پنج محور اجتماعی و حمایتی باید پیش برود:

۱. بازنگری در سیاست‌های حمایتی
یارانه‌ها باید هدفمند شوند. کمک نقدی مستقیم به دهک‌های پایین بسیار کارآمدتر از یارانه پنهان انرژی است که بیشتر نصیب پرمصرف‌ها می‌شود.

۲. شفافیت در اعلام شاخص‌های رفاه
انتشار رسمی و منظم خط فقر، یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای بازسازی اعتماد عمومی است. جامعه باید بداند کجای کار ایستاده است.

۳. تمرکز بر سیاست‌های مسکن و درمان
بخش بزرگی از فشار تورم بر سفره مردم از مسکن و بهداشت می‌آید. بدون برنامه جدی برای ساخت مسکن و کنترل هزینه‌های درمان، هر اصلاح دیگری نیمه‌کاره خواهد ماند.

۴. سرمایه‌گذاری در مهارت و اشتغال جوانان
نرخ بیکاری بیست درصدی جوانان به معنای انفجار اجتماعی در آینده است. آموزش مهارت و ایجاد فرصت شغلی باید در اولویت قرار گیرد.

۵. تعامل هوشمندانه با جهان
بدون دسترسی پایدار به ارز و سرمایه خارجی، اصلاحات داخلی اثر محدودی خواهد داشت. تجربه همه کشورهایی که از دام تورم رها شدند نشان می‌دهد تعامل بین‌المللی شرط لازم است.

هیچ‌کدام از آن 4گام اساسی و 5محور اجتماعی، جداگانه معجزه نمی‌کنند. اما با هم، مثل یک داروی ترکیبی، می‌توانند تب تورم را پایین بیاورند. شرطش این است که سیاست‌گذار شجاعت جراحی داشته باشد؛ نه با وعده و شعار، بلکه با تیغی که به گوشت خودش هم می‌خورد!

 

منابع

  1. مرکز آمار ایران — بخش هزینه و درآمد خانوارها
    https://amar.org.ir/cost-and-income
  2. مرکز آمار ایران — جداول آماری هزینه و درآمد خانوارها (شهری و روستایی، دهک‌ها، ۱۴۰۲)
    https://amar.org.ir/statistical-information/catid/3062/types/2
  3. ایران‌استانیس — گزارش هزینه و درآمد خانوارهای شهری ۱۴۰۲
    https://iranstatis.com/household_expenses_income1402/
  4. ایسنا — گزارش میانگین هزینه خالص سالیانه خانوارهای شهری و روستایی (۱۴۰۲)
    https://www.isna.ir/news/1403062616884
  5. باشگاه خبرنگاران جوان- گزارش هزینه و درآمد خانوارها در سال ۱۴۰۲
    https://www.yjc.ir/fa/news/8940402
  6. محمد باقری بنابی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس — «خط فقر در تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده است
  7. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی / شورای عالی کار — بخشنامه حداقل دستمزد سال ۱۴۰۲ (منبع ثانویه: شناسنامه)
    https://shenasname.ir/kar/52324-جدول-حقوق-و-دستمزد-۱۴۰۲
  8. حداقل حقوق کارگران در سال ۱۴۰۳ (منبع ثانویه: Mohaseban
    https://mohaseban.org/حقوق-سال-1403
  9. حداقل حقوق کارگران در سال ۱۴۰۴ (منبع ثانویه: SystemGroup
    https://www.systemgroup.net/knowledge-network/minimum-salary
  10. بخشنامه حداقل حقوق کارکنان دولت ۱۴۰۴ (منبع ثانویه: شناسنامه)
    https://shenasname.ir/wage/71742-بخشنامه-حداقل-حقوق-سال-۱۴۰۴
  11. تصویب‌نامه در خصوص تعیین ضریب حقوق کارکنان دولت برای ۱۴۰۴ — مجلس شورای اسلامی
    https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1834218
  12. خبر آنلاین — گزارش عمومی از مصوبه حقوق کارکنان دولت ۱۴۰۴
    https://www.khabaronline.ir/news/2043505

 

اینجا محل تبلیغ شماست!

اشتراک گذاری:
https://zamaneeghtesad.ir/n/3224

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب دیگر

زمان اقتصاد

نظرسنجی

زمان اقتصاد

شما بیشتر دنبال چه نوع خبر اقتصادی هستید؟

اینجا محل تبلیغ شماست!