رشد سهم چین نخست تحتتأثیر اصلاحات اقتصادی اواخر دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی شکل گرفت؛ زمانی که این کشور بهتدریج سیاستهای برنامهریزی متمرکز را کنار گذاشت و با گشودن درهای خود به روی سرمایهگذاری خارجی، صادرات گسترده و صنعتیسازی سریع، به «کارخانه جهان» تبدیل شد. طبقه متوسط بهسرعت بزرگ شد و مصرف داخلی تقویت شد. هرچند از دهه ۲۰۱۰ به بعد رشد چین کمی آهستهتر شده، اما همچنان سرعتی بالاتر از بسیاری از اقتصادهای پیشرفته دارد.
آمریکا که در سال ۱۹۸۰ حدود ۲۴.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی(GDP) جهان را در اختیار داشت، در سال ۱۹۸۵ به اوج ۳۴.۴ درصد رسید. از آن پس سهم آن با وجود نوسانات، عمدتاً در بازه ۲۲ تا ۲۹ درصد باقی مانده و پیشبینی میشود در سال ۲۰۳۰ حدود ۲۴.۶ درصد باشد. این روند نشان میدهد که آمریکا همچنان بزرگترین اقتصاد جهان است، اما رشد سریع چین موجب شده فاصله تاریخی میان این دو کشور کاهش یابد.
کاهش سهم آمریکا عمدتاً به معنای کوچک شدن اقتصادش نیست، بلکه نشاندهنده رشد سریعتر سایر کشورهاست. با این حال، آمریکا همچنان در حوزههایی مانند فناوری، خدمات مالی، نوآوری، بازار سرمایه و نقش جهانی دلار قدرت خود را حفظ کردهاست.
ژاپن در دهه ۸۰ یکی از سریعترین رشدهای اقتصادی جهان را تجربه کرد و سهم آن از ۱۰ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۱۷.۷ درصد در ۱۹۹۵ رسید. اما از دهه ۹۰ به بعد، با ترکیدن حباب مالی و آغاز «دهه از دسترفته»، اقتصاد ژاپن دچار رکود ساختاری شد. جمعیت سالخورده، کاهش بهرهوری و مشکلات ساختاری سبب شدند که سهم ژاپن در سال ۲۰۲۰ به ۳.۷ درصد برسد و پیشبینی میشود در ۲۰۳۰ به حدود ۳.۴ درصد کاهش یابد.
هند داستان متفاوتی دارد. این کشور از ۱.۷ درصد در سال ۱۹۸۰ به بیش از ۳ درصد در ۲۰۲۰ رسیده و انتظار میرود در ۲۰۳۰ به حدود ۴.۴ درصد برسد. رشد هند برخلاف چین انفجاری نبوده بلکه تدریجی و پایدار است؛ با تکیه بر حوزههای فناوری، خدمات، و نیروی کار جوان و گسترده. هند بالقوه یکی از قدرتهای اقتصادی آینده است، اما هنوز فاصله قابل توجهی با چین دارد.
در مجموع، این نمودار نشان میدهد که طی ۵۰ سال گذشته محور رشد اقتصادی جهان بهصورت محسوسی از غرب به شرق منتقل شده است. افزایش سهم چین و هند، کاهش نقش ژاپن و ثبات نسبی آمریکا بیانگر بازترسیم نقشه اقتصاد جهانی است. این روند پیامدهای اقتصادی و ژئوپولیتیک گستردهای بههمراه دارد: از افزایش رقابت چین و آمریکا گرفته تا تقویت جایگاه آسیا در تجارت و زنجیره تأمین جهانی.
بهطور خلاصه، چین بزرگترین برنده تحولات اقتصادی نیمقرن اخیر بوده، آمریکا با وجود کاهش نسبی سهم همچنان قدرت اول اقتصاد جهان است، ژاپن از اوج دور شده و هند مسیر آرام اما رو به رشدی را طی میکند. این تصویر کلی نشاندهنده دگرگونی عمیق در توازن اقتصادی جهان و انتقال تدریجی مرکز ثقل اقتصاد جهانی به آسیا است.






