گزارش از نگار قاسمیمنش خبرنگار زمان اقتصاد
در حالیکه قیمت هر کیلو ران گوسفند حدود ۶۰۲ هزار تومان است و در بازار آزاد همین گوشت تا ۱.۲ میلیون تومان معامله میشود؛ مدیرعامل سازمان میادین میوه و ترهبار تهران از مردم خواسته «گوشت را گران نخرند!»
وقتی گوشت در بازار ۱.۲ میلیون تومان خریدار دارد، یعنی ارزش بازار به این میزان است و اگر دولت بخواهد با نصف این رقم عرضه کند، هزینهی این تفاوت یا از جیب مالیاتدهندهها پرداخت میشود یا به شکل کاهش کیفیت و کمبود در بازار برمیگردد.
برای اینکه گوشت هم در بازار آزاد و هم برای مصرفکننده با قیمت مناسب عرضه شود، واقعیت این است که تولیدکننده گوشت برای تولید، نیازمند نهادههای دامی مثل خوراک و تجهیزات با قیمت واقعی و دسترسی مطمئن است. وقتی این نهادهها گران یا کم شوند، تولیدکننده ناچار است قیمت فروش خود را بالا ببرد تا ضرر نکند. از همین رو اگر دولت بخواهد با یک بخشنامه بگوید «ارزان بفروش»، در حالی که هزینههای تولید همچنان بالاست، این کار فقط فشار روی تولیدکننده میآورد، تولید را کاهش میدهد و باعث میشود بخشی از گوشت به بازار سیاه یا واسطهها برود.
راه واقعی این است که دولت ارز کافی و مقرونبهصرفه برای واردات نهادههای دامی تخصیص دهد، واردات را کنترل و مدیریت کند و عرضه در بازار را تنظیم کند. وقتی تولیدکننده بتواند مواد اولیه را با قیمت منطقی و بهموقع دریافت کند، هزینه تولید پایین میآید و گوشت به شکل طبیعی و پایدار ارزانتر میشود. در این حالت، مردم مجبور نیستند صف بکشند یا سر قیمت با فروشنده چانه بزنند و تولیدکننده هم انگیزه دارد که تولید کند و کیفیت را حفظ کند.
از سوی دیگر وقتی دولت از طریق شبکههایی مثل میادین، کالا را با قیمت پایینتر از قیمت واقعی بازار عرضه میکند همزمان چون تقاضا بهطور ناگهانی بالا میرود باعث میشود صف و کمبود در محل عرضهی ارزان شکل بگیرد. از سوی دیگر بازار بهجای تعادل، دچار آشفتگی میشود؛ چون تولیدکننده نمیتواند با قیمت دستوری رقابت کند و بخشی از کالا از مسیر قانونی خارج و وارد بازار سیاه یا واسطهگری خواهد شد.
به زبان ساده، مشکل بازار گوشت فقط گران بودن کالا نیست؛ مشکل این است که مسیر تولید و عرضه به شکل منطقی و منظم اداره نمیشود. وقتی تولیدکننده منابع لازم را به قیمت واقعی داشته باشد و عرضه بازار کنترل شود، قیمت گوشت خودبهخود مناسب میشود، بدون اینکه دولت مجبور باشد قیمت دستوری بگذارد یا مردم را به خرید ارزان توصیه کند.
این تفاوت بزرگ قیمتی، در واقع نشانهی دخالت مستقیم دولت در نظام قیمتگذاری و توزیع است؛ شعار «گوشت را گران نخرید» بدون اصلاح سیاستهای تولید و توزیع، بیشتر از این که راهحل اقتصادی باشد؛ به توصیه اخلاقی در بازاری دستوری شباهت دارد.
با توجه به این که قیمت کالا باید بر اساس نسبت واقعی عرضه و تقاضا تعیین شود و تورم بالا و هزینهی نهادههای دامی افزایش یافته، تنها راه واقعی کاهش قیمت، نه کنترل قیمتی که افزایش رقابت و حذف واسطههاست.





