به چه کسی میشود گفت صرفهجویی کن! وقتی گرمایش خانهاش به گاز یارانهای وابسته است و هیچجای آن ساختمان عایق درست و حسابی ندارد؟!
چطور انتظار داریم خانوادهها مصرفشان را مدیریت کنند، وقتی تنها انتخاب واقعیشان گاز ارزان است و انرژی جایگزین دیگری روی میز نیست؟ سامانههای هوشمند خانگی نداریم که مصرف را نشان بدهد، پنجرهها دو جداره نیست، لوازم خانگی کممصرف استاندارد فراگیر نشده و قیمتگذاری انرژی سالهاست بر اساس منطق سیاسی، نه اقتصادی، تنظیم میشود.
بعد همان مردم را مقصر معرفی میکنیم.
این سادهترین و بیهزینهترین راه فرار از مسئولیت است؛ و در عین حال قبیحترینش!
دنیا مصرف انرژی را مدیریت کرده، نه با توصیههای اخلاقی، بلکه با سیاستگذاری دقیق؛ شدت مصرف انرژی در جهان طی دههها کاهش یافته، در ایران نهتنها کاهش معناداری نداشته، بلکه در دورههایی افزایش هم داشته است. معنای این جمله سادهتر از آن است که بعضیها دوست دارند پیچیدهاش کنند: ما برای تولید هر چیز، انرژی بیشتری نسبت به میانگین جهان مصرف میکنیم! این فقط درباره خانهها نیست؛ درباره کارخانهها، سیمان، فولاد، حملونقل، و حتی ساختمانهای اداری و عمومی هم هست.
مشکل ما رفتار فردی نیست؛ مشکل ساختار است!
سالهاست قیمت انرژی را طوری تعیین میکنیم که مصرف زیاد، اقتصادیتر از صرفهجویی باشد.
سالهاست به جای اینکه به مردم انتخاب بدهیم، از آنها طلبکاریم!
سالهاست صنعت را با سوخت ارزان سرپا نگه داشتهایم و در عوض بهرهوری را نادیده گرفتهایم.
سالهاست مبحث ۱۹ مقررات ساختمان را روی کاغذ نگه داشتهایم و هر زمستان به جای اجرای قانون، از مردم طلبکار بودهایم که کمتر مصرف کنند!
در چنین شرایطی، مصرفکننده باید چه کار کند؟ بخاری را خاموش کند؟ بدون برق و گاز زندگی کند؟! مسئله، مردم نیستند؛ مسئله گزینههایی است که پیش روی مردم گذاشتهایم.
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید از جای درست شروع کنیم. نه با انگشت اتهام گرفتن طرف مردم، که با بازکردن قفلهای سیاستگذاری!
اصلاح قیمت انرژی، اما نه با شوک و یکشبه! مرحلهای، قابل پیشبینی و همراه با حمایت از دهکهای پایین
نوسازی ساختمانها بهجای نصیحت به ساکنانشان؛ وقتی انرژی ارزان است و عایقکاری گران، عقل حکم میکند هزینه اصلاح ساختار را دولت و نظام مالی به دوش بکشند و از محل صرفهجویی بازپرداخت شود؛ همان الگوی موفقی که دنیا در طرحهای ESCO اجرا کرد.
نوسازی فناوری در صنایع انرژیبر، نه تمدید دائمی یارانههایی که فقط هزینه تولید را پایین نگه میدارند اما رقابتپذیری را بالا نمیبرند!
و بالاتر از همه، شفافیت و اندازهگیری؛ بدون داده عمومی، بدون کنتور هوشمند، بدون گزارشهای منظم شدت انرژی، هیچچیز تغییر نمیکند. سیاستگذاری بر حدس و توصیه نمیچرخد؛ روی عدد و پاسخگویی میچرخد.
این مسیر آسان نیست. هیچ کشوری بدون هزینه، شدت انرژی را اصلاح نکرده. اما هزینه نکردن، گرانتر است.
هر سال تأخیر یعنی شبکه فرسودهتر، بودجه خستهتر، و منابع زیرزمینی کمتر! یعنی اضطراب زمستان و تنش تابستان! یعنی ادامه همان نمایش تکراری که همه میدانیم آخرش چیست: درخواست صرفهجویی، کوتاهمدت، دوبارهکاری، و هیچ تغییر واقعی!
مسئولان تا وقتی مردم را مقصر مصرف معرفی کند، نه مصرف کم میشود، نه سیستم اصلاح!
صرفهجویی انتخاب نیست وقتی ابزارش را ندادهایم!
اگر میخواهیم مردم رفتارشان را عوض کنند، باید سیستم را طوری طراحی کنیم که صرفهجویی منطقی باشد، نه اخلاقی!
اصلاح مصرف انرژی، یک تصمیم سخت است، اما شاید روشنترین مسیر به سمت اقتصادی کارآمدتر و آبرومندتر. و اولین قدمش یک جمله صادقانه است: مشکل مردم نیستند؛ مشکل سیاستی است که مردم را بیگزینه گذاشته!
منابع:
-
بانک جهانی – دادههای شدت انرژی و روند مقایسهای کشورها
-
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) – گزارشهای SDG7 و بهرهوری انرژی
-
گزارشهای SDG7 سازمان ملل (SEforALL) – شدت انرژی و سیاستهای برتر جهانی
-
مقالات داوریشده درباره شدت انرژی ایران و اثر یارانهها بر بهرهوری
-
مطالعات دانشگاهی درباره مصرف خانگی و استانداردهای ساختمانی در ایران





