زمان اقتصاد؛گروه بین الملل: بازار طلا در سال ۲۰۲۵ وارد یک فاز شکست قیمت قدرتمند شد؛ فازی که همزمان از تغییر شرایط حاصل از سیاست های پولی، تشدید ریسکهای جهانی و بازآرایی انتظارات اقتصاد کلان تغذیه رشد کرد. تزریق نقدینگی، ماندگاری تورم و نشانههای ضعف در بازار کار درآمریکا، بار دیگر تقاضا برای داراییهای امن را تقویت کرد. در همین حال، ساختارهای تکنیکال در نمودارهای بلندمدت نیز تأیید میکنند که طلا وارد یک تغییر روند قاطع شده است.
در این گزارش، با مرور تحولات بازار طلا در سال ۲۰۲۵ و بررسی محرکهای کلان، نیروهایی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که میتوانند جهت حرکت بزرگ بعدی طلا در سال ۲۰۲۶ را شکل دهند.
شکست صعودی طلا در ۲۰۲۵؛ نقدینگی، تورم و تقاضا برای داراییهای امن
چرخش معنادار سیاست پولی آمریکا یکی از عوامل کلیدی رشد قیمت طلا در سال ۲۰۲۵ محسوب می شود. دادهها نشان میدهد که اگرچه فدرال رزرو تا آگوست ۲۰۲۴ نرخهای بهره را ثابت نگه داشت، اما از همان مقطع وارد یک چرخه انبساطی جدید شد؛ چرخهای که در آگوست ۲۰۲۵ نیز ادامه یافته و شتاب حرکت صعودی طلا را تقویت کرد.
اگرچه کاهش نرخ بهره تا حد زیادی از قبل در قیمتها لحاظ شده بود، اما سیگنال مهمتر از سوی سیاست های پولی آمریکا به بازرهای جهانی ارسال شد. فدرال رزرو خرید اوراق خزانه کوتاهمدت را با سرعت ماهانه ۴۰ میلیارد دلار از سر گرفت و سقف عملیات ریپو دائمی را نیز حذف کرد؛ اقدامی که به تزریق مستقیم نقدینگی و کاهش تنشهای تأمین مالی کوتاهمدت انجامید.
افزایش محسوس حجم قراردادهای بازخرید شبانه (Repo) از میانه سال ۲۰۲۵ نیز به خوبی این تغییر در ریل گذاری سیاتس های مالی ایالات متحده را منعکس کرد. رشد فعالیت ریپو معمولاً نشانهای از شکنندگی مالی و محدودیت نقدینگی در سیستم است؛ شرایطی که به طور سنتی به نفع داراییهای امنی مانند طلا تمام میشود.
در همین راستا، شاخص شرایط مالی فدرال رزرو شیکاگو در اوایل دسامبر به منفی ۰٫۵۴۶ واحد رسید که بیانگر شرایط انبساطی مالی است؛ فضایی که ضمن حمایت از داراییهای ریسک پذیر، اعتماد به ارزهای فیات را تضعیف کرده و به طور مستقیم از قیمت طلا پشتیبانی میکند.
ضعف بازار کار، محرک جدید برای تقاضای امن
کاهش نرخ بهره در دسامبر ۲۰۲۵ با بروز نشانههایی آشکار ضعف در بازار کار آمریکا همراه بود. بر همین اساس، گزارش بخش مشاغل آمریکا (ADP) از افت ۳۲ هزار شغل در ماه نوامبر حکایت داشت؛ افتی که عمدتاً در بنگاههای کوچک رخ داده و حدود ۱۲۰ هزار موقعیت شغلی به دلیل فشار تعرفهها و افزایش هزینهها از بین رفت.
اگرچه آمار مطالبات مداوم بیکاری به ۱٫۸۳۸ میلیون نفر کاهش یافت، اما دادههای سالانه نشان دهنده افزایش بیکاری بود. ترکیب بازار کار ضعیف و ابهام آماری، انتظارات برای حمایتهای بیشتر فدرال رزرو را تقویت کرده و همزمان جذابیت طلا را بهعنوان پوشش ریسک در برابر بیثباتی سیاستی افزایش داد.
تورم ماندگار و تشدید دوراهی سیاستگذاری
در کنار این عوامل، نگرانیهای تورمی نیز بار دیگر به صحنه بازگشتند. شاخص تولید PMI در ماه نوامبر به ۵۲٫۶ واحد رسید که همچنان از تداوم رشد اقتصادی حکایت دارد. با اینحال، مؤلفه اشتغال در این شاخص، همچنان در محدوده انقباضی باقی مانده است؛ موضوعی که نشان میدهد شرکتها برای پاسخ به تقاضا، آن هم بدون افزایش نیروی انسانی با مشکل مواجه شده اند. چنین شرایطی میتواند فشار هزینهها را حتی در فضای حاصل از ضعف نسبی بازار کار تشدید کند.
در بخش تولید نیز وضعیت مشابهی به چشم خورده و همین امر، سیاستگذاران پولی را در یک دوراهی دشوار قرار میدهد: کاهش نرخ بهره برای حمایت از بازار کار، در عین حال ریسک تشدید تورم را به همراه دارد؛ عاملی که در نهایت به نفع طلا تمام خواهد شد.
نوسان ارزی و ریسک معاملات انتقالی؛ باد موافق دیگر برای بازار طلا
در بازار ارز نیز شرایط به نفع طلا رقم خورد. شاخص دلار آمریکا پس از کاهش نرخ بهره فدرال رزرو تحت فشار باقی مانده است. همزمان، بانک مرکزی ژاپن خود را برای افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره آماده میکند؛ اقدامی که میتواند فاصله نرخ بهره آمریکا و ژاپن را حدود ۵۰ واحد پایه کاهش دهد. این تحول، ریسک بازگشت معاملات انتقالی (Carry Trade) را بالا میبرد؛ فرآیندی که در صورت تشدید، میتواند به تضعیف بیشتر دلار و افزایش تقاضا برای طلا منجر شود.
تأیید شکست تکنیکال و آغاز شتاب «ابرچرخه» طلا
نمودار سالانه طلا نشان میدهد سال ۲۰۲۵ یک نقطه عطف تاریخی برای این فلز گرانبها بوده است. قیمت در سال ۲۰۲۴ از یک الگوی گوه صعودی خارج شد که ریشه آن به دهه ۱۹۸۰ بازمیگشت. این شکست، آغاز یک ابرچرخه جدید در بازار طلا را تأیید میکند.
در بررسی کلی باید گفت که طلا در چهار دهه گذشته سه چرخه صعودی بزرگ را تجربه کرده است:
- چرخه اول از ۱۹۷۶ آغاز شده و در سال ۱۹۸۰ با رشدی نزدیک به ۷۰۰ درصد به اوج رسید
- چرخه دوم از ۲۰۰۱ شروع شده و در ۲۰۱۱، باز هم با جهشی حدود ۷۰۰ درصدی پایان یافت
- چرخه سوم از ۲۰۱۵ آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
افزایش ۷۰۰ درصدی از کف قیمت ۲۰۱۵، هدفی در محدوده ۹ تا ۱۰ هزار دلار را در افق بلندمدت نشان میدهد. شکست سال ۲۰۲۴ این سناریو را تقویت میکند و با وجود رشد پرقدرت طلا در سال ۲۰۲۵، نمودارها حاکی از آن هستند که این حرکت هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد.
بر این اساس، افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در سالهای پیشرو، آن هم در شرایطی که بحران تجارت جهانی و تنشهای ژئوپولیتیکی، زمینههای حمایتی این روند را تقویت می کنند، همچنان دور از ذهن نیست.
نمودار فصلی؛ پایه ساختاری قدرتمند
در نمودار فصلی، کف قیمتی با یک الگوی سر و شانه معکوس شکل گرفته است؛ سری که در سهماهه سوم ۲۰۱۵ و شانهها در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ قرار دارند. شکست این الگو در سال ۲۰۱۹، طلا را به اوج ۲۰۲۰ رساند.
پس از آن، بازار بین ۲۰۲۰ تا اواخر ۲۰۲۳ در یک الگوی گسترشی متقارن نوسان کرده و این ساختار در سهماهه نخست ۲۰۲۴ به سمت بالا شکسته شد. عبور قیمت از سطح کلیدی ۲۰۷۵ دلار و تداوم قدرت خریداران، نشان میدهد بازار بدون نشانهای از ضعف وارد فاز جدیدی شده است.
فاز تجمیع طولانی مدت قیمت بین ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، پایهای مستحکم برای جهش فعلی فراهم کرده و الگوهای کندلی نیمه دوم ۲۰۲۵ از تداوم شتاب صعودی در نیمه نخست ۲۰۲۶ حکایت دارند.
نمودار ماهانه؛ مسیر حرکت به سوی ۵ تا ۶ هزار دلار
نمودار ماهانه، اهداف میانمدت این رالی را شفافتر میکند. در حال حاضر، طلا درون یک کانال صعودی منظم در حال حرکت بوده و اکنون وارد ناحیه شتابگیری شده؛ وضعیتی که از افزایش قدرت روند صعودی خبر میدهد.
هدف اولیه این حرکت در نزدیکی سقف کانال و حوالی ۵ هزار دلار قرار دارد. در صورت تثبیت قیمت بالای این سطح، مسیر برای صعود به محدوده ۶ هزار دلار هموار خواهد شد. از این رو، هدف میانمدت بازار طلا همچنان در بازه ۵ تا ۶ هزار دلار ارزیابی میشود.
چشمانداز طلا در ۲۰۲۶؛ مومنتوم، متغیرهای کلان و عوامل پشتیبان
طلا در آستانه ۲۰۲۶ وارد سالی میشود که آثار بسیاری از عوامل صعودی آن، از جمله انتظارات برای کاهش نرخ بهره و تضعیف دلار پیشتر در قیمتها منعکس شدهاند.
با اینحال، بازار اکنون در یک حرکت سهمیوار قرار دارد؛ حرکتی که معمولاً ماندگار بوده و میتواند بازدهی قابل توجهی ایجاد کند. در این چارچوب، دو سناریوی اصلی برای عملکرد بهتر طلا قابل تصور است:
- کاهش ملایم رشد اقتصادی: در صورت کاهش تدریجی رشد و ادامه سیاستهای انبساطی، سرمایهگذاران به سمت داراییهای دفاعی متمایل میشوند و طلا میتواند رشد قابل توجهی ثبت کند.
- شکل گیری رکود عمیقتر: اگر اقتصاد وارد یک چرخه انقباضی شدید شود و بانکهای مرکزی ناچار به تسهیل گستردهتر شوند، هجوم به داراییهای امن میتواند رشد طلا را حتی شتابانتر کند.
هر دو سناریو با توجه به شکنندگی بازار کار آمریکا و تداوم تنشهای تجاری، همچنان محتمل بوده و در هر حالت، جایگاه طلا بهعنوان پوشش ریسک در سال ۲۰۲۶ تقویت خواهد شد.
عوامل حمایتی فاندامتال
خریدهای مستمر بانکهای مرکزی، به ویژه در اقتصادهای نوظهور که به دنبال کاهش وابستگی به دلار هستند، یکی از ستونهای اصلی حمایت از بازار طلا محسوب می شوند. این خریدها همچنان فراتر از سطوح پیش از همهگیری کرونا باقی ماندهاند.
از سوی دیگر، بسیاری از سرمایهگذاران نهادی همچنان وزن پایینی به طلا در پرتفوی خود دادهاند؛ موضوعی که ظرفیت ورود برای جریانهای نقدینگی جدید را فراهم میکند. در محیطی با نوسان بالا، طلا بهعنوان پوشش ریسک بدون ریسک اعتباری و بازدهی، جذابیت مضاعفی دارد.
از منظر ارزی نیز، شکست شاخص دلار در ناحیههای کلیدی بلندمدت میتواند اصلاح عمیقتر تا حوالی سطح ۹۰ را رقم بزند؛ حرکتی که به طور مستقیم شتاب صعودی طلا به سمت هدف ۶ هزار دلار را تقویت میکند.همزمان، شکست نسبت طلا به نقره از حمایت بلندمدت خود نشان میدهد که نقره در حال پیشتازی است؛ الگویی که در گذشته اغلب با دورههای صعودی قدرتمند قیمت طلا همراه بوده است.
ریسکها و سناریوهای اصلاحی
با وجود قدرت روند، بازار طلا همچنان از ریسکهای اصلاحی مصون نیست. بازگشت ناگهانی دلار آمریکا، به ویژه در صورت اتخاذ مواضع انقباضیتر از سوی فدرال رزرو یا انتشار دادههای قویتر بازار کار، میتواند فشار کوتاهمدتی بر قیمتها وارد کند.
کاهش تنشهای ژئوپولیتیکی یا دستیابی به توافقهای تجاری نیز ممکن است تقاضا برای داراییهای امن را موقتاً کاهش دهد. از منظر تکنیکال نیز، شاخص RSI به سطوح بالای ۹۲ رسیده که یادآور شرایط اشباع خرید تاریخی است. در چنین وضعیتی، یک دوره اصلاح یا نوسان چندماهه میتواند تحقق اهداف قیمتی را به تعویق بیندازد.
شکست پایدار و ترسیم افق ۶ هزار دلاری برای طلا
طلا سال ۲۰۲۶ را با مومنتومی قدرتمند و پشتوانهای از عوامل کلان حمایتی آغاز میکند. تزریق نقدینگی، ضعف بازار کار و بازگشت ریسکهای تورمی، بستر این رالی را فراهم کردهاند و الگوهای تکنیکال نیز نشان میدهند حرکت صعودی هنوز به مراحل پایانی خود نرسیده است.
در کنار این عوامل، خرید بانکهای مرکزی، بازتوازن پرتفوی سرمایهگذاران نهادی و نوسانات بازار ارز، همگی بهعنوان بادهای موافق برا رشد قیمت طلا عمل میکنند. عبور پایدار قیمت از سطوح کلیدی میتواند مسیر حرکت به سوی هدف ۶ هزار دلار را در سال ۲۰۲۶ هموار کند.

















