تحقیق و گزارش از: احمد قربانی خبرنگار زمان اقتصاد
پروژه چند دههزار میلیارد تومانی ایرانمال که از آن به عنوان بزرگترین مرکز خرید خاورمیانه یاد میشود، اکنون در مرکز بحران مالی بانک آینده قرار دارد؛ بحرانی که نهتنها یکی از بزرگترین پروندههای نظارتی و بانکی کشور را رقم زد، بلکه نمونهای آشکار از پیامدهای بنگاهداری و سرمایهگذاری غیرتخصصی بانکهاست.
بانک آینده که از اوایل دهه ۱۳۹۰ با ناترازی عمیق و بحران نقدینگی روبهرو بود، بهجای اصلاح مدل بانکداری و کنترل ریسک، راهی پرریسک را برگزید؛ سرمایهگذاری مستقیم در پروژه ایرانمال. بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان از منابع بانکی و سپردههای مردم به این پروژه منتقل شد؛ رقمی فراتر از سرمایه ثبتی بانک
هدف اعلامی این اقدام، ایجاد درآمد پایدار از محل اجاره و بهرهبرداری تجاری عنوان میشد؛ اما بررسیها نشان میدهد انگیزه واقعی، ایجاد گردش مالی صوری و پنهانسازی زیانها با استفاده از یک پروژه درونگروهی بود.
ایرانمال نهتنها نتوانست بانک آینده را نجات دهد، بلکه آن را وارد گردابی مالی کرد:
نقض توزیع ریسک بانکی: بیش از ۹۰ درصد تسهیلات کلان بانک به پروژههای وابسته مانند ایرانمال و مشهدمال اختصاص یافت.
بازدهی نزدیک به صفر: پروژه بهدلیل مدیریت ناکارآمد و مشکلات مالی به بهرهبرداری اقتصادی نرسید و بازپرداخت تسهیلات عملاً غیرممکن شد.
تبدیل وام سوخته به دارایی سمی: بانک با تملک ۹۸ درصد سهام ایرانمال، بدهی سوختشده را به «دارایی» تبدیل کرد تا ترازنامه را زیبا نشان دهد.
فروش صوری سهام: سهام ایرانمال در اقدامی صوری به شرکتهای زیرمجموعه بانک با ارزشگذاری غیرواقعی ۸۵ هزار میلیارد تومان منتقل شد تا زیان انباشته پنهان شود.
سرنوشت کنونی: دارایی عظیم اما غیرقابل نقد!
پس از انحلال بانک آینده، ایرانمال بهعنوان وثیقه بدهیها به صندوق تضمین سپرده واگذار شد. اما اکنون این پروژه در وضعیتی گیر قرار دارد. دارایی با ارزش اما غیرقابل فروش است؛ چون خریدار واقعی در این ابعاد وجود ندارد و اگر ارزان فروخته شود زیان مستقیم به سپردهگذاران و نظام بانکی وارد میشود و اگر نگه داشته شود به دارایی بلوکهشده و بیفایده تبدیل میگردد.
یکی از راهحلهای پیشنهادی، خُردسازی مالکیت و فروش تدریجی یا توکنایز کردن دارایی است؛ اما اجرای آن زمانبر و پیچیده خواهد بود.
پرونده ایرانمال، یکی از پرهزینهترین خطاهای راهبردی در شبکه بانکی کشور محسوب میشود. این پروژه نشان داد انحراف بانکها از مأموریت اصلی خود یعنی واسطهگری وجوه و ورود به پروژهسازی و بنگاهداری چه پیامدهای سنگینی بههمراه دارد. ایرانمال امروز یک «غول سرمایهای راکد» است؛ نمادی از اینکه توسعه بدون منطق اقتصادی، نهتنها ارزشآفرین نیست، بلکه میتواند یک بانک را به ورطه فروپاشی بکشاند.





