تحقیق و گزارش از احمد قربانی، خبرنگار زمان اقتصاد؛
ایران در سالهای اخیر به یکی از قطبهای جهانی استخراج رمزارز تبدیل شده است؛ پدیدهای که در نگاه نخست، یک فرصت اقتصادی بهنظر میرسد اما در عمل، تهدیدی جدی برای پایداری شبکه برق و امنیت انرژی کشور محسوب میشود.
بر اساس گزارش دفتر مطالعات انرژی مجلس شورای اسلامی در خرداد ۱۴۰۱، مصرف برق ناشی از استخراج رمزارزها در ایران در بدبینانهترین برآورد حدود دو هزار مگاوات تخمین زده شده است.
این میزان معادل مصرف برق دو میلیون خانوار شهری است و هرچند تنها نزدیک به ده درصد از کسری برق کشور را تشکیل میدهد، اما به دلیل تمرکز جغرافیایی در نواحی صنعتی و استفاده غیرمجاز از برق یارانهای، اثرات آن بر ناپایداری شبکه بسیار چشمگیر است.
ایران در مقطعی بین سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ حدود چهار تا پنج درصد از کل استخراج جهانی بیتکوین را در اختیار داشته و در رتبه چهارم جهان قرار گرفته است.
با وجود دستور رسمی دولت برای توقف فعالیت مزارع استخراج در تابستان ۱۴۰۰، دادههای مرکز کمبریج (CBECI) نشان میدهد که نهتنها این فعالیتها متوقف نشده، بلکه سهم ایران از بازار جهانی استخراج در همان مقطع یک درصد افزایش یافته!
به گفته مرکز پژوهشهای مجلس، این امر نشان میدهد که سیاست ممنوعیت موقت عملاً ناکام بوده و مزارع غیرمجاز بدون وقفه به کار خود ادامه دادهاند.
تا پایان سال ۱۴۰۰ بیش از ۲۲۱ هزار دستگاه استخراج رمزارز غیرمجاز در کشور شناسایی شده که توان مصرفی آنها بالغ بر ۶۲۱ مگاوات است.
در مقابل، تنها ۴۴ مرکز مجاز با مجموع ظرفیت ۴۰۰ مگاوات پروانه بهرهبرداری دریافت کردهاند. آمار شرکت توزیع نیروی برق استان تهران نیز نشان میدهد که در این استان ۱۰۴ مزرعه غیرمجاز کشف شده و بیش از ۱۴۶۵ دستگاه ماینر با توان مصرفی ۳۳۵۹ کیلووات توقیف شده است؛ رقمی معادل مصرف ده هزار خانوار!
فعالیت این مزارع که عمدتاً در شهرستانهای ملارد، پاکدشت، شهرقدس، فیروزکوه و کهریزک متمرکزند، بیش از ۹۵ درصد از طریق انشعابهای غیرمجاز انجام شده و در برخی موارد با دفن تجهیزات در زیرزمین یا استفاده از خطوط صنعتی یارانهای پنهان میشوند.
جذابیت استخراج رمزارز در ایران، ریشه در ساختار قیمتی انرژی دارد. قیمت هر مگاواتساعت برق در ایران حدود ۶۱ هزار تومان است که نسبت به میانگین بهای برق در اروپا تا ۴۰ برابر ارزانتر است.
این تفاوت فاحش، حتی در دوران افت قیمت رمزارزها، سودآوری استخراج را تضمین کرده و ایران را به بهشت ماینرهای داخلی و خارجی تبدیل کرده است.
در نتیجه، بسیاری از فعالان این حوزه با سوءاستفاده از تعرفههای یارانهای خانگی، کشاورزی و صنعتی، از برق ارزان برای استخراج استفاده میکنند. ضعف در تفکیک و پایش الگوی مصرف سبب شده ردیابی این فعالیتها دشوار و کنترل آنها پرهزینه باشد.
از منظر فنی، استخراج رمزارز فشار قابل توجهی بر شبکه برق کشور وارد کرده است. در حالیکه ناترازی برق ایران در تابستانها به بیش از ده هزار مگاوات ساعت میرسد، فعالیت مزارع استخراج، بهویژه در ساعات اوج مصرف، باعث تشدید افت ولتاژ و بروز خاموشیهای منطقهای میشود.
بررسیها نشان میدهد که ۸۶ درصد از برق تولیدی کشور متکی بر گاز طبیعی است و در زمستان با کمبود گاز، نیروگاهها ناچار به استفاده از سوخت مایع میشوند که هم آلایندهتر است و هم هزینههای تأمین انرژی را افزایش میدهد.
ایران همچنین از نظر تنوع در سبد تولید برق در رتبه ۱۳۱ جهان قرار دارد. با این حال، در فصول غیرگرم سال حدود ۲۴ هزار مگاوات ظرفیت بلااستفاده در نیروگاهها وجود دارد که میتواند در صورت مدیریت هوشمند، منبع انرژی مطمئنی برای مزارع مجاز استخراج باشد.
تهدید پنهانتر، گسترش استخراج خانگی رمزارزهایی مانند اتریوم است. طبق برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس، حدود ۲۰ درصد از استخراج رمزارزها در ایران به اتریوم اختصاص دارد که اغلب در منازل و با کارتهای گرافیک شخصی انجام میشود.
در حال حاضر توان مصرفی این بخش حدود ۱۲ مگاوات است، اما در صورتی که تنها یک درصد از مشترکان خانگی به استخراج روی آورند، مصرف برق به ۷۲۸ مگاوات و در صورت مشارکت ده درصدی به بیش از ۷۲۰۰ مگاوات افزایش خواهد یافت. این میزان مصرف، با توجه به دشواری شناسایی تجهیزات خانگی، تهدیدی جدی برای پایداری شبکه توزیع محسوب میشود.
در حوزه سیاستگذاری، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش شماره ۱۶۹۱۰ خود پیشنهاد کرده است که تعرفه برق مراکز استخراج مجاز در ماههای غیرپیک حداکثر چهار هزار ریال بر کیلوواتساعت تعیین شود و وزارت نیرو مجاز باشد در سه ماه اوج مصرف، تأمین برق این واحدها را متوقف کند. همچنین گاز نیروگاههای خودتأمین این مراکز باید با تعرفه صنعتی محاسبه شود.
در همین گزارش بر اخذ مالیات از درآمد استخراج و تخصیص منابع حاصل به توسعه شبکه برق و آبرسانی روستایی تأکید شده است. از نظر فنی نیز صدور مجوز فعالیت باید منوط به استفاده از تجهیزات با شاخص کارایی کمتر از صد ژول بر تراهش و محدود به مناطق سردسیر کشور باشد تا مصرف انرژی در فرآیند خنکسازی کاهش یابد.
در مجموع، استخراج رمزارز در ایران مصداق روشنی از یک پدیده دو وجهی است. از یک سو میتواند بهعنوان فرصتی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای بلااستفاده نیروگاهی و ایجاد درآمد ارزی مطرح شود و از سوی دیگر، در صورت فقدان نظارت و تعرفهگذاری واقعی، امنیت انرژی ملی را تهدید کند.
وابستگی شدید شبکه برق به گاز طبیعی، ناترازی فصلی در تأمین سوخت، و رشد سریع مزارع غیرمجاز، همگی عواملی هستند که ادامه این روند را پرمخاطره کردهاند.
بر اساس جمعبندی کارشناسان، مدیریت این چالش مستلزم سه اقدام همزمان است:
نخست، واقعیسازی تعرفه برق مصرفی استخراج و اعمال نظام مالیاتی شفاف برای جلوگیری از اتلاف یارانهها؛
دوم، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و هستهای برای تأمین انرژی پایدار؛
و سوم، مقرراتگذاری دقیق و نظارت هوشمند بر فعالیتهای استخراج مجاز و غیرمجاز.
تنها با چنین رویکردی میتوان از تبدیل استخراج رمزارز به عامل بیثباتی در شبکه برق جلوگیری کرد و آن را به فرصتی اقتصادی در خدمت تحول دیجیتال کشور بدل ساخت.





