در دنیای بانکداری بینالملل، سوئیفت بیشتر از یک زیرساخت ارتباطی است؛ یک زبان مشترک جهانی برای تبادلات مالی؛ بیش از یازدههزار مؤسسه در بیش از دویست کشور عضو آن هستند. سوئیفت خودش پول جابهجا نمیکند، اما پیام اصلی پرداختها از مسیر آن میگذرد؛ پیامهایی که میگویند چه کسی، چقدر و به کدام حساب باید واریز شود.
اما همین شبکه جهانی، برای کشورهایی که روابط پرتنشی با غرب دارند، میتواند گلوگاه باشد. هر بار که تحریم یا محدودیت جدیدی وضع میشود، پرسش تکرار میشود: آیا جایگزینی برای سوئیفت وجود دارد؟
CIPS چین؛ مسیر موازی برای یوان
چین از سال ۲۰۱۵ سامانهای به نام CIPS (Cross-Border Interbank Payment System) راهاندازی کرده تا پرداختهای برونمرزی با واحد پول خود، یعنی یوان (RMB)، سادهتر و مستقلتر انجام شود. ایدهی اولیه این بود که بانکهای جهان بتوانند مستقیماً با بانکهای چینی کار کنند و تسویه نیز در همان بستر انجام گیرد، بدون عبور از مسیرهای غربی
CIPS طی سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته و شمار اعضای مستقیم و غیرمستقیمش از مرز هزار مؤسسه گذشته است. بانکهای بزرگی چون HSBC هنگکنگ نیز به آن پیوستهاند. با این حال، در عمل هنوز حدود ۸۰ درصد پیامهای CIPS از کانال سوئیفت عبور میکند، دلیل ساده است: بیشتر بانکهای جهان زیرساخت پیامرسانی و استاندارد ترجمهی مستقیم CIPS را ندارند و مجبورند از بستر سوئیفت استفاده کنند.
از نظر فنی، CIPS مطابق با استاندارد بینالمللی ISO 20022 طراحی شده و حتی یادداشت تفاهم رسمی همکاری با سوئیفت دارد. اما صادقانه، این سامانه هنوز مکمل است، نه جایگزین! اما برای معاملاتی که با یوان انجام میشود، میتواند مزیتهایی واقعی داشته باشد؛ هزینه کمتر، زمان کوتاهتر و کاهش افشای دادههای تراکنش برای نهادهای غربی!
SPFS روسیه؛ شبکه جایگزین پرریسک
در سوی دیگر، روسیه پس از بحران ۲۰۱۴ سامانهای به نام SPFS را توسعه داد تا در صورت قطع دسترسی به سوئیفت، ارتباط بانکی داخلی و با برخی کشورها ادامه یابد. بعد از آغاز جنگ اوکراین و تحریمهای گسترده، مسکو تلاش کرد این سامانه را با بانکهایی در چین، هند، ایران و چند کشور دیگر مرتبط کند.
اما SPFS هنوز شبکهای محدود است. بیشتر کاربران آن روسیاند و مؤسسات مالی بزرگ بهدلیل خطر تحریم ثانویه از اتصال به آن خودداری میکنند. اتحادیه اروپا در مقررات رسمی خود، استفاده از SPFS یا هر سامانه مشابه را برای نهادهای مالی اروپایی ممنوع کرده است. از همین رو، این شبکه بیش از آنکه رقیب سوئیفت باشد، به ابزاری برای تراکنشهای خاص درون یک حلقهی بسته تبدیل شده است.
mBridge؛ رؤیای تسویه بر بستر پول دیجیتال
در کنار این دو سامانه سنتیتر، پروژهای نو در حال شکلگیری است: mBridge.
این طرح مشترک میان بانکهای مرکزی چین، هنگکنگ، تایلند و امارات و با پشتیبانی فنی بانک تسویههای بینالمللی (BIS) ایجاد شد. هدف آن، آزمایش پرداختهای فرامرزی با استفاده از پولهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) است؛ یعنی همان نسخهی دیجیتالِ رسمیِ ارز ملی هر کشور!
در سال ۲۰۲۴ این پروژه به مرحلهی «محصول حداقلی قابلاجرا» رسید و چند تراکنش آزمایشی واقعی انجام داد. مزیت بالقوهاش سرعت بالا، شفافیت و هزینهی کمتر است. اما بانک تسویههای بینالمللی اخیراً از پروژه کنار رفته و اعلام کرده که mBridge هنوز برای بهرهبرداری تجاری آماده نیست. در نتیجه، فعلاً این طرح بیشتر شبیه آزمایشگاه آیندهی سیستم پرداخت جهانی است تا جایگزینی واقعی برای سوئیفت!
موقعیت ایران در معادله
برای ایران، این تحولات از دو جنبه اهمیت دارد:
نخست، در تجارت با چین، استفاده از CIPS میتواند عملیتر از SPFS باشد؛ زیرا یوان اکنون سهم فزایندهای در تجارت دوجانبه دارد و چین هم مایل است استفاده از واحد پولش را گسترش دهد. با این حال، بانکهای ایرانی هنوز بهصورت مستقیم به این شبکه متصل نیستند و به مجوزها و استانداردهای فنی خاص نیاز دارند.
دوم، در همکاری با روسیه، اتصال سامانههای داخلی (شتاب و سپام) به SPFS گام مثبتی برای تبادلات دوجانبه بود، اما از نظر بینالمللی همچنان پرریسک است. در مرداد ۲۰۲۵، وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای رسمی شرکت توسعهدهندهی «CIMS» ایران را تحریم و به مؤسسات مالی خارجی هشدار داد که کار با این سامانه میتواند مشمول تحریم ثانویه شود. به بیان روشنتر، هر کانال جایگزینی که خارج از چارچوبهای تطبیق جهانی عمل کند، ممکن است دسترسی بازیگرانش را به دیگر بازارها محدود کند.
تصویری بیطرفانه از واقعیت بازار
در مجموع، سوئیفت هنوز شاهراه ارتباطات مالی بینالمللی است و هیچ شبکهای در حال حاضر جای آن را نگرفته است.
CIPS در حال رشد است اما به سوئیفت وابسته است، SPFS محدود به بلوک روسیه و متحدانش مانده، و mBridge هنوز در مرحلهی آزمایش است.
برای کشورهایی مثل ایران، که همزمان به دنبال گسترش روابط مالی و حفظ دسترسی بینالمللی هستند، واقعگرایی و درک دقیق مزایا و ریسکهای هر مسیر حیاتی است.
تحقیق و گزارش از: تحریریه زمان اقتصاد
منابع و مستندات






