تحقیق و گزارش از احمد قربانی، خبرنگار زمان اقتصاد؛
در بازهی زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳، آسیا موتور اصلی رشد اقتصادی جهان بوده است. کشورهایی مانند چین و هند با رشد متوسط جمعیت (۲۴٪ و ۶۲٪) و تمرکز بر اصلاحات اقتصادی، فناوری و زیرساخت، توانستند جایگاه خود را از اقتصادهای در حال توسعه به قدرتهای جهانی ارتقا دهند.
در مقابل، ایران با افزایش حدود ۵۰ درصدی جمعیت طی همین دوره، رشد اقتصادی قابل توجهی را تجربه نکرده و شکاف میان ظرفیت جمعیتی و توان اقتصادی آن روزبهروز افزایش یافته است.
کارشناسان اقتصادی علت اصلی این ناهماهنگی را در سه عامل کلیدی میدانند:
تحریمهای بینالمللی که مانع جذب سرمایه خارجی و انتقال فناوری شدند.
ناپایداری سیاستهای اقتصادی داخلی و تغییرات پیدرپی در برنامههای توسعه
بهرهوری پایین نیروی کار و ضعف در پیوند میان نظام آموزشی و بازار کار
این در حالی است که کشورهای نفتخیز منطقه مانند قطر، امارات و عربستان با رشد جمعیت بالا (بین ۳۹۸ تا ۵۰۰ درصد) از درآمدهای نفتی برای ایجاد زیرساختهای متنوع اقتصادی بهره بردند و توانستند با جذب سرمایهگذاران خارجی، رشد پایدار و اشتغالزا را رقم بزنند.
در مقابل، ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز، به دلیل تمرکز بر اقتصاد دولتی و وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، نتوانسته از فرصتهای مشابه برای توسعه پایدار استفاده کند. برآوردها نشان میدهد که رشد تولید ناخالص داخلی ایران در این دوره بهمراتب پایینتر از میانگین منطقه بوده است و در مقاطعی حتی رشد منفی را نیز تجربه کرده است.
برخلاف تصور عمومی، رشد جمعیت بالا لزوماً موتور توسعه اقتصادی نیست. کشورهایی که موفق شدهاند از این رشد به نفع اقتصاد خود بهرهبرداری کنند، بر آموزش، مهارتافزایی و جذب سرمایهگذاری تمرکز کردهاند. ایران اما در مسیر معکوس حرکت کرده است؛ جمعیت جوان آن بهجای فرصت، به چالشی برای اشتغال و رفاه تبدیل شده است.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، ایران در دهه آینده با فشار مضاعف بر منابع طبیعی، پیری جمعیت، بیکاری گسترده و مهاجرت نخبگان مواجه خواهد شد.
تجربه آسیا نشان میدهد؛ اقتصادهایی که به جای اتکا به جمعیت، بر سیاستگذاری علمی، اصلاحات ساختاری و ثبات اقتصادی تمرکز کردند، موفقتر بودهاند. ایران برای بازگشت به مسیر رشد نیازمند اصلاحات بنیادین در ساختار اقتصادی، کاهش وابستگی به نفت، و سرمایهگذاری جدی در بهرهوری نیروی انسانی است؛ در غیر این صورت، فاصله آن با قدرتهای اقتصادی منطقه بیش از پیش افزایش خواهد یافت.





