تحقیق و گزارش از: نگار قاسمیمنش خبرنگار زمان اقتصاد
اگرچه در نگاه عمومی، انگشت اتهام بحران کمآبی به سمت بخش کشاورزی نشانه میرود، اما واقعیت این است که کشاورزی نخستین قربانی این بحران است. بسیاری از زمینهای حاصلخیز کشور به دلیل نبود آب از مدار تولید خارج شدهاند و کشاورزی دیم که به بارش وابسته است، در خشکترین و پُرریسکترین مناطق ایران ضربه مستقیم خورده؛ نه به دلیل مصرف بالا، بلکه به دلیل «نبود آب جایگزین» در سالهای کمبارش.
طبق دادهها نزدیک به چهار میلیون هکتار از اراضی کشور در سالهای اخیر تحت تأثیر بحران آب قرار گرفتهاند؛ زمینهایی که یا توان آبیاری خود را از دست دادهاند یا بازده اقتصادی آنها برای کشاورز به حدی کاهش یافته که تداوم فعالیت را ناممکن کرده است. در چنین شرایطی، کشاورزی که سالها پیشینه پدری خود را ادامه داده، امروز به فکر مهاجرت، تغییر شغل یا ترک زمین افتاده است. به گفته سیدجواد ساداتینژاد، خسارت مستقیم بحران آب به بخش کشاورزی ۴۱ همت برآورد شده است.
اما بحران در این نقطه متوقف نشده است. چهار سال پس از اعلام این آمار، وضعیت حتی بدتر شده است. یکی از اعضای دهیاری استان یزد به خبرنگار زمان اقتصاد میگوید تغییر شغل در این استان بهقدری گسترده شده که کشاورزی اکنون به شغل دوم، و گاه صرفاً به یک سرگرمی تبدیل شده است. به گفته او، آبهای مخلوط با گچ، خاک را سفت میکند و حتی اگر بذر جوانه بزند، محصول نهایی به برداشت نمیرسد. او میگوید: «گندم تا سقف یک تن کشت میشود و این یعنی بازدهی واقعی ندارد؛ در همین حال کود کیسهای ۸۰۰ هزار تومان است و کشاورزی عملاً سودآوری خود را از دست داده.»
از نگاه کشاورزان، هم رطوبت خاک کاهش یافته و هم کیفیت هوا و آب افت کرده است. نتیجه آن کاهش کیفیت محصول است؛ بسیاری از محصولات به مرحله برداشت میرسند اما نامرغوباند، پوستهای ترکخورده و دانههای کوچک نشانه مستقیم استرس آبی است. ادامه بحران باعث شده بسیاری از کشاورزان برای جبران کمآبی به حفر چاههای عمیقتر متوسل شوند که خود بهدلیل هزینه بالا و خطر خشکی بیشتر، راهحل پایداری نیست.
در برخی استانها مانند فارس، کشاورزان ناگزیر به کشت محصولاتی با نیاز آبی کمتر روی آوردهاند. اما در سطح کلان، پیام روشنتر است: اگر این روند ادامه یابد، وابستگی غذایی کشور افزایش پیدا میکند و برای تأمین نیاز داخلی، ناچار به واردات گستردهتر خواهیم شد؛ به این معنا که بحران آب، نه تنها معیشت روستایی، بلکه امنیت غذایی ملی را نیز تهدید میکند.
بحران آب در ایران امروز دیگر فقط مسأله سطح زیرکشت نیست؛ چهره اقتصادی و اجتماعی مناطق کشاورزی را دگرگون کرده است. اگر راهکاری ساختاری برای بازگرداندن رطوبت خاک، اصلاح الگوی کشت و تأمین آب پایدار ارائه نشود، میراث کشاورزی که نسلها حفظ شده، آرامآرام از دست خواهد رفت.
منبع: خبرگزاری میزان، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی






