گزارش و ترجمه از احمد قربانی، خبرنگار زمان اقتصاد؛
مطالعهای مشترک از دانشگاههای کنتاکی، هاوایی، UC دیویس و پکن با بررسی دادههای هزاران شرکت چینی در دوره اوج تنشهای تجاری ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، نشان میدهد که جنگ تجاری میان آمریکا و چین یک اثر دوگانه داشته است: فشار مستقیم از مسیر تعرفهها و اثر غیرمستقیم، اما عمیقتر، از طریق افزایش عدم قطعیت سیاست تجاری (TPU).
بر اساس مدلسازی آماری این پژوهش، هر شوک استاندارد در افزایش TPU موجب شده است که سرمایهگذاری شرکتها ۲.۳ درصد کاهش یابد، هزینههای تحقیق و توسعه (R&D) ۲.۳ درصد افت کند و سود خالص بنگاهها نیز ۱۱.۵ درصد پایین بیاید. به تعبیر نویسندگان مقاله، این یافتهها نشان میدهد که «اضطراب ناشی از آیندهی نامعلوم سیاست تجاری، اقتصاد را از درون فرسوده میکند، بیآنکه فوراً در آمارهای صادرات و واردات دیده شود.»
شرکتهای کوچک، در خط آتش بیثباتی
نتایج پژوهش حاکی از آن است که شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) بیشترین آسیب را از این فضای مبهم دیدهاند. این شرکتها معمولاً به منابع مالی محدود، دسترسی کمتر به بازارهای جایگزین و توان پایینتر در مدیریت ریسک وابستهاند. به همین دلیل، هر نوسان در سیاستهای تعرفهای، واکنش شدیدی در رفتار سرمایهگذاری و تصمیمگیریهای روزمره آنها ایجاد کرده است.
در مقابل، شرکتهای بزرگتر به لطف ذخایر مالی بالاتر، شبکههای بینالمللی گستردهتر و تجربه در متنوعسازی بازار، توانستهاند فشار ناشی از جنگ تجاری را تا حدودی مهار کنند. با این حال، پژوهشگران هشدار دادهاند که حتی این شرکتها نیز در بلندمدت از شوکهای مکرر بیثباتی در امان نخواهند بود.
تنوع صادراتی؛ واکسن ضد بیثباتی
یکی از یافتههای کلیدی و راهحلمحور این تحقیق، نقش تنوع جغرافیایی صادرات در کاهش آسیبهای جنگ تجاری است. دادهها نشان میدهد شرکتهایی که مقاصد صادراتی خود را گسترش داده و تنها به بازار آمریکا تکیه نکردهاند، در برابر شوکهای ناشی از تعرفهها و افزایش عدم قطعیت، مقاومتر بودهاند.
به ازای هر کشور جدیدی که به سبد صادراتی شرکت اضافه شده، اثر منفی تعرفههای آمریکا بر سطح عدم قطعیت کاهش یافته است. این نتیجه بهروشنی بر اهمیت راهبردی چندبازاری بودن تأکید دارد؛ مفهومی که میتواند نهتنها برای چین، بلکه برای سایر اقتصادهای در حال توسعه نیز درسی حیاتی باشد.
شوک وارداتی؛ تأثیر تعرفههای چین بر مواد اولیه
یکی از نتایج غیرمنتظره این پژوهش آن است که تعرفههای وضعشده از سوی چین بر واردات از آمریکا که هزینهی مواد اولیه و قطعات واسطهای را افزایش داد، تأثیر روانی و اقتصادی شدیدتری نسبت به تعرفههای آمریکا بر کالاهای چینی داشته است.
به بیان دیگر، نگرانی از بیثباتی در تأمین مواد اولیه و افزایش هزینههای تولید، اضطرابی عمیقتر از کاهش احتمالی تقاضا در بازار صادراتی آمریکا ایجاد کرده است. این یافتهها تأکید میکند که زنجیره تأمین داخلی و وارداتی، رگ حیاتی اقتصاد صنعتی چین است و هرگونه اختلال در آن، واکنشی چندبرابر در رفتار بنگاهها به دنبال دارد.
هشدار برای سیاستگذاران جهانی
پژوهشگران در پایان گزارش خود تصریح کردهاند که ثبات سیاستی و پیشبینیپذیری محیط تجاری، بهاندازه کاهش تعرفهها برای رشد اقتصادی اهمیت دارد.
آنان پیشنهاد میکنند دولتها در طراحی سیاستهای تجاری خود، علاوه بر توجه به نرخ تعرفهها و کسری تراز تجاری، هزینهی روانی و رفتاریِ بیثباتی تصمیمات را نیز در نظر بگیرند.
به باور نویسندگان، اگرچه تعرفهها درد قابل اندازهگیری ایجاد میکنند، اما اضطراب ناشی از سیاستهای ناپایدار، بهتدریج انگیزهی سرمایهگذاری و نوآوری را میخشکاند و در نهایت، اثر آن بر رشد اقتصادی حتی از خود تعرفهها مخربتر است.





