گزارش از نگار قاسمیمنش خبرنگار تحریریه زمان اقتصاد
تازهترین دادهها در تحولی مهم در بازارهای مالی جهانی نشان میدهد سهم چین از کل داراییهای خارجی در اوراق قرضه دولتی آمریکا به حدود ۸ درصد رسیده که پایینترین سطح در بیش از دو دهه گذشته است! این کاهش را میتوان تعبیری از فروش تدریجی اوراق آمریکا دانست و از سوی دیگر بهعنوان تلاش گسترده پکن برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا و متنوعسازی ذخایر ارزی خود برداشت کرد.
چین در سالهای اخیر، بهویژه پس از تحریمهای مالی که غرب علیه روسیه انجام داد، رویکردی محتاطانهتر نسبت به داراییهای دلاری در پیش گرفته است. مقامات پکن در همین راستا میکوشند با افزایش تجارت دوجانبه با ارزهای محلی، خرید طلا و گسترش استفاده از یوان در مبادلات منطقهای، ریسکهای ناشی از سلطه دلار را کاهش دهند.
بهعنوان مثال اگر معاملهای بین چین و روسیه شکل بگیرد؛ بهجای اینکه کالا را به دلار قیمتگذاری و پرداخت کنند، یوان (پول چین) یا روبل (پول روسیه) را مبنای پرداخت قرار میدهند. حتی ممکن است بخشی از معاملات نفتی چین و عربستان با یوان بهجای دلار، انجام شود که به تجارت دوجانبه با ارزهای محلی دامن میزند.
در سوی دیگر آسیا، ژاپن نیز روند مشابهی را آغاز کرده است؛ با وجود اینکه توکیو هنوز مقدار زیادی از اوراق قرضه دولتی آمریکا را در اختیار دارد و یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در بدهی دولت آمریکا بهشمار میآید؛ اما افزایش نوسانات نرخ بهره در ایالات متحده و تضعیف پول ژاپن در برابر دلار باعث شده دولت ژاپن هم از وابستگی بیش از حد به داراییهای دلاری فاصله بگیرد.
به عبارت دیگر ژاپن برای حمایت از پول ملی و جلوگیری از ضررهای ناشی از نوسانات بازار آمریکا مقدار کمتری از سرمایه را به دلار و اوراق آمریکایی اختصاص داده و همه تخممرغهایی که دارد را در سبد دلار جای نداده است.
اما کشورهای اروپایی خرید اوراق قرضه آمریکا را افزایش دادند؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران، نشاندهنده تفاوت دیدگاه میان شرق و غرب در مورد آینده دلار است. اروپا همچنان دلار را ستون اصلی نظام مالی جهانی میداند، در حالی که اقتصادهای آسیایی در پی ساختن معماری مالی چندقطبی هستند. این تحولات را میتوان نشانهای از رقابت سالم در بازار جهانی سرمایه دانست.
رقابتی که میتواند به افزایش کارایی، کاهش تمرکز قدرت پولی، و تقویت شفافیت در نظام مالی بینالمللی منجر شود. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که هرگونه خروج سریع از داراییهای دلاری ممکن است بیثباتی کوتاهمدت در بازارها ایجاد کند.
جهان شاهد آغاز مرحلهای تازه در سیاستهای ارزی و مالی است؛ مرحلهای که در آن دلار آمریکا دیگر تنها بازیگر اصلی نیست، بلکه یکی از چند محور قدرت مالی در حال شکلگیری جهانی متنوعتر است.





