گزارش از نگار قاسمیمنش خبرنگار تحریریه زمان اقتصاد
این روزها تصویری برفی از آبان سال ۱۳۹۸ در شبکههای مجازی چرخیده و گرمای پاییز سال جاری را بیش از همیشه به رخ میکشاند؛ اما بحران فراتر از سرما یا گرمای فصلی است. بهطوری که تابستان امسال ۹ دریاچه و تالاب بزرگ ایران خشک شدند؛ این خشکیها به روشنی نشان میدهد که ایران دیگر با پدیدهای موقتی به نام خشکسالی( مقابل ترسالی) روبهرو نیست، بلکه پا به عصر کمآبی مزمن گذاشته است. سازمان حفاظت از محیط زیست نیز از خشکی بیش از ۶۰ درصد از تالابهای کشور خبر میدهد.
از سوی دیگر، در حالی که آب یکی از اصلیترین نهادههای تولید کشاورزی و صنایع غذایی، فولاد، سیمان و حتی انرژی محسوب میشود؛ میانگین بارندگی سالانه حدود ۲۰ درصد کاهش یافته و کاهش دسترسی به منابع آبی به هزینه تولید دامن زده، قیمت مواد اولیه را افزایش میدهد و در نهایت به تورم پنهان در کالاهای وابسته به آب منجر میشود.
برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که خشکسالیهای پیدرپی سالهای اخیر تنها در بخش کشاورزی حدود ۱۲ میلیارد دلار زیان سالانه به اقتصاد ایران وارد کردهاند. خشکی تالابها علاوه بر از بین بردن زیستگاهها، گردوغبار و آلودگی هوا را هم افزایش داده؛ این مسئله بهطور مستقیم بر هزینههای سلامت اثر میگذارد. طبق دادههای وزارت بهداشت، هزینه درمان بیماریهای ناشی از آلودگی هوا در ایران سالانه حدود ۸ میلیارد دلار برآورد میشود.
با این حال، دولت هنوز درگیر سیاستهای کنترل از بالا است؛ نه در قیمتگذاری آب، نه در تعرفه انرژی و نه در مدیریت کشاورزی، هیچ سازوکار رقابتی و مبتنی بر بازار شکل نگرفته و نتیجه این شده که آب ارزان، انگیزه صرفهجویی را از بین برده و برداشت بیرویه را تشویق کرده است.
از سوی دیگر، در بخش حملونقل نیز بحران مشابهی وجود دارد. شینا انصاری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده: خودروها بیش از ۸۰ درصد از سهم تولید آلایندهها را در شهرها به خود اختصاص میدهند. هرچند افتتاح مراکز آزمایشگاهی یورو ۶ در البرز و سایر استانها گامی مثبت است، اما بدون آزادسازی بازار خودرو و رقابت در کیفیت سوخت و فناوری، این طرحها در حد نماد باقی میمانند.
این شواهد و پیش بینی سازمان هواشناسی گواهی میدهند ایران در آستانه یکی از بدترین پاییزهای چند دهه اخیر قرار دارد؛ در دو هفته آینده بارش مؤثری پیشبینی نمیشود و به گفته سازمان هواشناسی، وضعیت جوی هوامیان سرد و گرم دست و پا خواهد زد؛ وضعیتی که نشان میدهد الگوی اقلیمی از حالت قابل پیشبینی خارج شده است.
هر بحران طبیعی در نهایت خود را در صورتهای مالی نشان میدهد؛ خشکسالی یعنی رکود تولید، آلودگی یعنی کاهش بهرهوری نیروی کار و هر دو این بحرانها به منزله افزایش هزینههای دولت و کاهش قدرت خرید مردم است. این یعنی اگر سیاستگذاری همچنان بر کنترل و یارانه استوار بماند، ایران نه فقط در زیستمحیط، بلکه در اقتصاد نیز به «دولت خشکیده» تبدیل خواهد شد.
منابع: گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ۱۴۰۳، وزارت بهداشت، ۱۴۰۲





