زمان اقتصاد؛ گروه بین الملل: نفت برنت از زمان ثبت سقف قیمتی حدود ۱۴۰ دلار به ازای هر بشکه در مارس ۲۰۲۲، در یک روند نزولی پایدار قرار داشته است. سقف های یاد شده عمدتاً ناشی از پرمیوم بحران های ژئوپولیتیکی کمسابقه بود که پس از تشدید درگیری میان روسیه و اوکراین شکل گرفت. با گذشت زمان و تطبیق بازارها با مسیرهای جدید عرضه و واکنشهای سیاستی، این پرمیوم از اواسط سال ۲۰۲۲ به تدریج تخلیه شد. از آن زمان تاکنون، فشار بر قیمت نفت بیشتر منعکسکننده یک دوره اصلاحی طولانی مدت بوده است، نه نشانهای از فروپاشی ساختاری تقاضا.
اما طی ماههای اخیر، تنشهای ژئوپلیتیکی بار دیگر بهعنوان یکی از متغیرهای کلیدی بازار نفت مطرح شدهاند. تشدید مقطعی لحن سیاسی و تحرکات نظامی در خاورمیانه، در کنار تحولات سیاسی در برخی مناطق مهم تولیدکننده نفت به ویژه در آمریکای لاتین، به صورت دورهای نوسانات قیمتی را افزایش داده است. اگرچه طی هفتههای گذشته از شدت ریسکهای خبری کاسته شده، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که چنین آرامش ظاهری اغلب با نوعی خوشبینی افراطی در بازار همراه بوده و میتواند زمینهساز بازقیمتگذاری سریع در صورت بازگشت پرمیوم ریسک باشد.
همزمان، تغییرات سیاسی در کشورهای نفتخیز از جمله مباحث پیرامون چارچوبهای خصوصیسازی و مشارکت سرمایهگذاران خارجی در صنایعی چون صنعت نفت، این ظرفیت را دارند که انتظارات عرضه در میانمدت را دستخوش تغییر قرار دهند. هرچند این تحولات لزوماً بهعنوان سناریوی پایه اختلال در عرضه تلقی نمیشوند، اما سطح عدم قطعیت را افزایش داده و به ایجاد یک «کف ژئوپلیتیکی» بالاتر برای قیمتها کمک میکنند. با در نظر گرفتن این زمینه، بازگشت به نمودار قیمت برای ارزیابی همراستایی ساختار تکنیکال با این ریسکهای بنیادین ضروری است.
تصویری از عرضه و تقاضای جهانی نفت اوپک
بر اساس گزارش ماهانه بازار نفت اوپک در ژانویه ۲۰۲۶، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ بهطور سالانه ۱.۴ میلیون بشکه در روز رشد خواهد کرد و این رقم در سال ۲۰۲۷ نیز حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز افزایش مییابد. بخش عمده این رشد از سوی اقتصادهای غیرعضوسازمان توسعه و همکاری اقتصادی ( (OECD به ویژه در آسیا، تأمین خواهد شد. در مقابل، رشد تقاضا در کشورهای عضو این سازمان محدود باقی خواهد ماند. این در حالیست که تقاضای کشورهای غیر عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی به طور متوسط سالانه حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز افزایش مییابد؛ موضوعی که همچنان نقش محوری بازارهای نوظهور در حمایت از مصرف جهانی نفت را برجسته میکند.
اما در سمت عرضه، تولید میعانات نفتی کشورهای غیرعضو توافق DoC سازمان کشورهای صادر کننده نفت در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ هر سال حدود ۰.۶ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت؛ نرخی که تقریباً با رشد تقاضا همخوانی داشته و با این وجود، حاشیه امن چندانی برای اختلالات پیشبینینشده باقی نمیگذارد. در همین حال، تولید نفت خام کشورهای عضو اوپک در ماه دسامبر در بازه زمانی ماهانه کاهش یافته است. موجودی و ذخایر نفت جهانی نیز اگرچه در حال ترمیم هستند، همچنان کمتر از میانگینهای تاریخی در بلندمدت قرار دارند. نکته قابل توجه اینکه ساختار منحنیهای آتی در شاخصهای اصلی همچنان در وضعیت «بکواردیشن» قرار دارد؛ سیگنالی که نشان میدهد شرایط بازار فیزیکی نفت فشردهتر از آن چیزی است که قیمتهای درج شده در قراردهای آتی به تنهایی منعکس میکنند.
این توازن میان رشد با ثبات تقاضا و محدودیت ظرفیت مازاد، یک پشتوانه بنیادین مناسب برای بازیابی قیمتها در افق میانمدت فراهم میکند؛ مشروط بر آنکه تأییدهای تکنیکال لازم نیز حاصل شود.
چشمانداز تکنیکال قیمت
از منظر تحلیل تکنیکال، نفت برنت نشانههایی از خروج از یک ساختار اصلاحی بلندمدت را بروز داده است. رفتار قیمت حاکی از تکمیل یک اصلاح چند مرحلهای و شکلگیری یک مثلث نزولی است که با الگوی اصلاحی ABCDE همخوانی دارد. چنین ساختاری معمولاً در صورت دفاع قاطع از سطوح حمایتی کلیدی، زمینهساز بازگشت روند بازار میشود.
در این چارچوب، سطح ۵۸.۷ دلار بهعنوان یک ناحیه حیاتی شناسایی میشود که همزمان نقش حمایت ایستا و پویا را ایفا می کند. این سطح در موارد متعدد فشار فروش را جذب و جایگاه خود را بهعنوان یک ناحیه تقاضای بلندمدت تثبیت کرده است.
سطوح بازگشتی فیبوناچی نیز ساختار فعلی بازار را تأیید میکنند. مقاومتهای اصلی در محدودههای ۷۷.۵، ۸۲ و ۸۸ دلار، همپوشانی قابل توجهی با سطوح کلیدی فیبوناچی حاصل از موجهای قبلی صعودی و اصلاحی دارند. هر یک از این سطوح به عنوان ایستگاههای مهم در تحلیل تکنیکال تکنیکال عمل کرده و عبور پایدار از هرکدام، مسیر را برای حرکت به سمت سطح بعدی هموار میسازد.
این همگرایی میان سطوح فیبوناچی و رفتار تاریخی قیمت، اعتبار این مقاومتها را افزایش داده و از سناریوی یک حرکت صعودی مرحلهبهمرحله، بهجای جهش عمودی و سریع، حمایت میکند.
شکل گیری الگوی الگوی کف دوقلو
تأیید دقیقتر بازگشت روند را میتوان در احتمال شکلگیری الگوی «کف دوقلو» مشاهده کرد. فروشندگان تاکنون دستکم در دو نوبت نتوانستهاند قیمت را به طور قاطع به زیر حمایت ۵۸.۷ دلار هدایت کنند که این رخداد، نشانهای از فرسایش مومنتوم نزولی محسوب می شود. نخستین بازگشت قیمت نیز در نزدیکی سطح ۰.۵ فیبوناچی رخ داده که وزن تکنیکال این الگو را افزایش میدهد.
در صورت تکمیل این ساختار بر اساس پیش بینی های مورد محاسبه، هدف قیمتی حرکت اندازه گیریشده بعدی در محدوده ۹۵ تا ۹۵.۷ دلار قرار میگیرد. این ناحیه، هدف تکنیکال اصلی الگو محسوب میشود و با سناریوی بازقیمتگذاری گستردهتر بازار در شرایط بازگشت پرمیوم ریسک ژئوپلیتیکی و محدودتر شدن توازن بازار فیزیکی هم راستا است.
موانع کلیدی پیشروی رشد بیشتر قیمت
با وجود چشمانداز سازنده بازار نفت، چند سطح مقاومتی مهم همچنان می توانند از رشد بیشتر قیمت جلوگیری کنند که عبارتند از:
سطح ۷۲.۵ دلار: مقاومت قدرتمند پویا و ایستا، همزمان با سقف یک کانال موازی
مقاومت ۷۷ دلار: مقاومت افقی مهم با همپوشانی فیبوناچی
مقاومت ۸۶.۵ دلار: آخرین مانع پیش از شتابگیری حرکت به سمت هدف ۹۵ دلار
عدم عبور موفق از این سطوح میتواند به معنای تداوم فاز نوسانی و تجمیعی باشد، نه نفی کامل سناریوی بازگشت روند. در مجموع باید گفت که ساختار تکنیکال نفت برنت به طور معناداری از پایان فاز اصلاحی و آغاز مراحل ابتدایی یک روند صعودی جدید حمایت میکند. دفاع مکرر از حمایتهای بلندمدت، همراستایی سطوح فیبوناچی و شکلگیری الگوی کف دوقلو، همگی به بازاری اشاره دارند که در آستانه کشف قیمتهای بالاتر قرار گرفته است.
هرچند هیچ چارچوب تکنیکالی قطعیت کامل ندارد، اما تا زمانی که حمایتهای کلیدی حفظ شوند، چیدمان فعلی بازار کفه ترازو را به نفع ادامه حرکت صعودی سنگین میکند. در حالیکه تمرکز معاملهگران باید بر تأیید شکست مقاومتها باشد، ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند نقش شتابدهنده را ایفا کنند و نه لزوماً در قامت محرک اصلی روند.










