در ظاهر، هدف مهار نفوذ صنعتی چین و حمایت از کارگران و تولید آمریکاست. اما به نظر واقعیت سادهتر و عمیقتر از این شعارهاست: وقتی کشوری مانند آمریکا، که سالهاست ستون تجارت آزاد جهانی را بنا کرده، امروز دیوار تعرفهای بلندی ایجاد میکند، نتیجهاش فقط محدود شدن رقیب نیست؛ بلکه اختلال در زنجیره جهانی کالا، افزایش قیمت مصرفکننده و تغییر نقشه سرمایهگذاری دنیاست!
۱– تعرفه ۱۰۰ درصدی آغاز یک فصل تازه از سیاست اقتصادی آمریکا!
ترامپ در سخنرانی اخیرش گفت: “ما باید تولید را به خاک آمریکا برگردانیم” او از تعرفه ۱۰۰ درصدی برای کالاهای چینی سخن گفت، بدون اینکه فهرست کامل اقلام را اعلام کند. اما تحلیل فایننشال تایمز و بلومبرگ نشان میدهد تمرکز بر صنایع کلیدی فناوری، خودروهای برقی و انرژی پاک است! دقیقاً همان حوزههایی که دولت بایدن هم پیش از این روی آنها یارانه و محدودیت گذاشته بود.
برآوردهای دانشگاه هاروارد در دوره قبلی تعرفهها (۲۰۱۸–۲۰۱۹) نشان میداد بیش از ۸۰ درصد هزینهی تعرفهها نه توسط صادرکننده چینی، بلکه توسط خریدار آمریکایی پرداخت میشود! حالا با نرخ ۱۰۰ درصدی، اثر تورمی بسیار بزرگتری محتمل است.
۲– واکنش چین؛ دفاع از محدودیتهای صادراتی و بازی با عناصر نادر خاکی
چین بلافاصله واکنش نشان داد؛ سخنگوی وزارت خارجهاش گفت کشورش به هیچ وجه جنگ تجاری نمیخواهد، اما آماده ایستادگی است! همزمان، پکن سیاست کنترل صادرات عناصر نادر خاکی و فلزاتی حیاتی برای تولید باتری، نیمههادی و تسلیحات—را بیشتر کرد.
در ظاهر، این دو موضوع جدا از هماند؛ اما در واقع، پاسخ متقابلاند. آمریکا میخواهد صادرات محصولات نهایی چین را گران کند، چین هم میخواهد دسترسی آمریکا به مواد اولیه حیاتی را محدود سازد.
تحلیلگران بلومبرگ نوشتند: در جنگ اقتصادی جدید، عناصر نادر خاکی برای چین همان نقشی را دارند که نفت برای خاورمیانه داشت.
این منازعه، فراتر از عدد تعرفهها، به جنگ فناوری تبدیل شده است؛ جایی که هر دو کشور میدانند هدف نهایی، سلطه بر آینده صنایع سبز و دیجیتال است.
این عناصر نادر خاکی محل دعوا چه هستند؟!
عناصر نادر خاکی، گروهی از ۱۷ فلز کمیاباند که ستون فقرات صنایع پیشرفته امروز را تشکیل میدهند؛ از موتور خودروهای برقی و توربینهای بادی گرفته تا تلفنهای هوشمند، سامانههای موشکی و تجهیزات پزشکی
مهمترین آنها شامل نئودیمیوم، دیسپروزیم، تربیوم، ایتریوم، یوروپیوم، سریم و لانتانوم هستند.
چین حدود ۷۰ درصد از تولید جهانی و نزدیک به ۹۰ درصد از فرآوری این عناصر را در اختیار دارد، بهطوریکه حتی کشورهایی که خودشان استخراج دارند، برای تصفیه و تبدیل آنها به مواد صنعتی همچنان به چین وابستهاند.
به همین دلیل، کنترل صادرات این عناصر از سوی پکن، در عمل یک اهرم ژئوپلیتیکی و اقتصادی است که میتواند بر زنجیره جهانی فناوری اثر بگذارد.
۳– بازارها چه گفتند؟ شوک روانی فوری، نگرانی از آینده
بهمحض اعلام تعرفه، بازارهای جهانی واکنش نشان دادند. شاخص نزدک در همان روز بیش از ۲ درصد افت کرد، فلزات صنعتی مثل مس و نیکل کاهش یافتند، و طلا اندکی بالا رفت. این واکنشها معنای روشنی دارند: بازار، تصمیم ترامپ را تهدیدی برای رشد جهانی و تداوم تجارت بینالمللی میبیند.
در واقع، تجربه پنج سال گذشته نشان داده هر موج تازه از تنش میان دو اقتصاد بزرگ جهان، مستقیماً در شاخص PMI جهانی (شاخص مدیران خرید) منعکس میشود و نشانهای از کندی تولید و سفارشات صادراتی است.
بانک جهانی هم هشدار داده اگر چرخهی تعرفه و تلافی ادامه یابد، رشد تجارت کالایی جهان در سال ۲۰۲۶ ممکن است تا نیم درصد کاهش یابد؛ رقمی که برای اقتصادهای توسعهیافته به معنی کندی محسوس رشد است.
در کوتاهمدت، شاید بازار به ذخیرهسازی پیش از اعمال تعرفهها واکنش مثبت نشان دهد، اما در میانمدت، هزینهها بالا میرود و حاشیه سود شرکتها پایین میآید.
۴– اثر زنجیرهای؛ از تولید در آسیا تا مصرف در آمریکا
تأثیر این سیاست محدود به مرز آمریکا و چین نیست. تعرفه ۱۰۰ درصدی باعث میشود شرکتهای چندملیتی که در چین تولید میکنند، بخشی از ظرفیت خود را به کشورهایی مثل ویتنام، هند و مکزیک منتقل کنند. اما چنین انتقالی ساده نیست:
زیرساخت صنعتی، نیروی کار متخصص و اکوسیستم تأمین قطعات هنوز عمدتاً در چین متمرکز است. نتیجه، افزایش هزینه تولید و تأخیر در عرضه جهانی کالاها خواهد بود.
کشورهای دیگر در این میان هم سود میبرند و هم ضرر! برای مثال، ویتنام و هند از جابهجایی خطوط تولید سود میبرند، اما کشورهایی مثل کره جنوبی، تایوان و حتی آلمان که در زنجیرهی تأمین چین حضور دارند، از افت سفارشات ضربه میخورند.
در نهایت، مصرفکننده آمریکایی با سبدی روبهرو میشود که قیمت بسیاری از کالاهای آن بالا رفته—از گوشی و لپتاپ گرفته تا خودروهای برقی
۵– نفت و انرژی در سایهی جنگ تعرفه
جنگ تجاری فقط در عرصه اقتصاد نمیماند، خیلی زود از تراز تجاری میرسد به تراز انرژی! چین دومین واردکننده بزرگ نفت دنیاست، و هر کاهش رشد صنعتی در آن، بلافاصله روی قیمت جهانی نفت اثر میگذارد.
تحلیلگران بلومبرگ هشدار دادهاند که تعرفههای جدید آمریکا، اگر منجر به کاهش تولید و صادرات چین شود، میتواند رشد تقاضای جهانی نفت را تا نیم میلیون بشکه در روز کاهش دهد. این یعنی فشار کاهشی بر قیمت نفت!
اما ماجرا فقط این نیست. تجربه سال ۲۰۱۹ نشان داد هر بار تنش تجاری بالا میگیرد، بازارهای انرژی با دو سیگنال متضاد روبهرو میشوند:
از یکسو ترس از رکود و افت تقاضا، و از سوی دیگر افزایش خرید احتیاطی برای ذخیرهسازی در برابر شوکهای ژئوپلیتیک
در نتیجه ممکن است قیمت نفت نه کاهش شدید، بلکه نوسان نامنظم را تجربه کند؛ چیزی که برای کشورهایی مثل ایران که هنوز در شرایط تحریم و فروش محدود هستند، پیشبینی درآمد نفتی را سختتر میکند.
به زبان ساده، این جنگ تعرفهای یک «تورم صادراتی» به همراه دارد: چین کالا را گرانتر میفروشد، آمریکا آن را گرانتر وارد میکند، و در نهایت بخش بزرگی از هزینهها به بازار جهانی انرژی و کالا منتقل میشود.
۶– پیامدهای غیرمستقیم برای اقتصاد ایران
شاید در ظاهر ما درگیر این جنگ تعرفهای نیستیم، اما اقتصاد ایران در چند نقطهی حساس از تبعاتش تأثیر میپذیرد:
اول، از مسیر قیمت کالاهای وارداتی
بخش مهمی از کالاهای صنعتی، الکترونیکی و ماشینآلاتی که وارد ایران میشود، ریشهی چینی دارد. اگر هزینهی تولید در چین بالا برود، یا شرکتهای چینی برای حفظ بازارشان بخواهند تخفیف بدهند، هر دو حالت به بازار ایران میرسد: یا قیمتها بالا میرود، یا کالاهای بیکیفیتتر جایگزین میشود.
دوم، از مسیر تجارت منطقهای
اگر چین برای دور زدن تعرفهها بخشی از صادرات خود را از طریق کشورهایی مثل امارات، ترکیه یا آسیای مرکزی عبور دهد، حجم مبادلات غیرمستقیم افزایش مییابد. این یعنی فرصت جدید برای واسطهگری تجاری، ولی در عین حال فشار بیشتر بر نظام بانکی و نظارتی ایران که همین حالا هم زیر ذرهبین FATF و تحریمهاست.
سوم، از مسیر قیمت نفت و ارز
اگر تقاضای جهانی نفت کاهش پیدا کند، ایران هم با وجود مسیرهای محدود فروش، با افت درآمد دلاری مواجه میشود. این افت، مستقیم روی نرخ ارز تأثیر میگذارد. حتی اگر صادرات در حجم فعلی ادامه پیدا کند.
در مقابل، اگر چین تصمیم بگیرد بخشی از فشار تعرفهها را با کاهش ارزش یوان جبران کند، بازار ارز ایران ممکن است اثر عکس بگیرد: یعنی کاهش نرخ برابری یوان در برابر دلار، موجب گرانتر شدن واردات کالاهای چینی برای ما میشود.
به زبان ساده، جنگ تعرفهای ممکن است از آن سوی اقیانوس آرام شروع شود، اما بازتابش تا سفرهی ایرانی هم میرسد.
وقتی جهان دوباره مرز میکشد!
تعرفه ۱۰۰ درصدی ترامپ شاید هنوز اجرایی نشده باشد، اما اثر روانیاش در بازارها آغاز شده است.
بازار جهانی در آستانهی بازتعریف مرزهای اقتصادی است؛ جایی که شعار جهانیشدن جایش را به خودکفایی، حمایتگرایی و رقابت بر سر فناوری داده است.
برای آمریکا، این تصمیم شاید ابزار فشار بر چین باشد؛ اما برای جهان، یادآور هزینههای سنگین جداشدن زنجیرههای تولید است. هیچ کشوری، حتی قدرتهای بزرگ، در اقتصاد امروز بینیاز از دیگری نیستند.
در نهایت، سؤال واقعی این نیست که چه کسی تعرفه میبندد یا چه کسی عقبنشینی میکند؛ پرسش اصلی این است که در جهانی که هر تصمیم سیاسی بلافاصله به بازار کالا و ارز سرریز میشود، چه کسی هزینهی آن را میپردازد؟
پاسخ روشن است: مصرفکنندهای که نه در پکن نشسته، نه در واشنگتن، بلکه در هر نقطهای از جهان که کالا مصرف میکند!
الهام معصومزاده







