اما اگر بخواهیم در ترازنامه شرکتها دنبال نقطهای واقعاً ترسناک بگردیم، شاید بهتر باشد از بدهی چشم برداریم و روی حسابهای دریافتنی زوم کنیم. پولی که شرکت ادعا میکند مشتری به او بدهکار است و بعداً پرداخت میکند. همین بخش ظاهراً بیاهمیت در بسیاری از ورشکستگیهای تاریخی نقش پشتپرده داشته است.
نمونه تازهاش شرکت First Brands در آمریکاست که اواخر سپتامبر ورشکست شد و حالا بررسی میشود که آیا چند بار روی همان مطالبات وام گرفته بوده یا نه. حتی اگر در نهایت تبرئه شود، تاریخ پر از شرکتهایی است که همین بازی را انجام دادهاند.
در حالت عادی ماجرا مشکلی ندارد. مثلاً تولیدکننده لباسی را به فروشگاهی میفروشد و قرار میگذارند پولش بعداً پرداخت شود. شرکت کالا را تحویل میدهد اما پول هنوز نیامده و با این حال مبلغ را به عنوان مطالبه در ترازنامه ثبت میکند.
اما مشکل از جایی شروع میشود که این مطالبات باد میکنند. شرکت Carillion در بریتانیا زمانی سقوط کرد که تحلیلگران دیدند عدد مطالباتش با سرعتی بیشتر از درآمد بالا میرود. این یعنی شرکت دارد فروش را روی کاغذ ثبت میکند اما پول واقعی وارد حسابش نمیشود.
در مواردی دیگر ماجرا فقط ضعف مدیریتی نیست بلکه تقلب آشکار است. شرکت Sunbeam در آمریکا مجبور شد اعتراف کند فروشهایی که ثبت کرده واقعی نبوده و فقط با چند ترفند حسابداری عدد مطالبات را بزرگ کرده است. شرکت هندی Satyam با فاکتورهای جعلی رشد ساختگی میساخت. حتی در پرونده معروف Enron بخش مهمی از اعداد مربوط به مطالبات خیالی بود.
چرا کشف این تقلبها سخت است؟ چون شرکتها مشتریان زیادی دارند و حتی وقتی اعداد واقعی به نظر میرسند، هیچکس نمیداند چه مقدار از این پولها واقعاً وصول میشود. تکنیکهایی مثل پرتاب کالا به کانال فروش یعنی فرستادن محصول اضافی به مشتری بدون سفارش واقعی موقتاً عدد درآمد را جذاب نشان میدهد اما واقعیت را پنهان میکند. یکی از کلاهبرداران معروف مالی Barry Minkow جملهای گفت که خلاصه ماجراست.
حسابهای دریافتنی ابزار رویایی یک کلاهبردار است. با آن وام میگیری و وانمود میکنی سود ساختهای!
در سالهای اخیر صنعتی جدید به نام فکتورینگ شکل گرفته است. شرکتها مطالبات خود را با تخفیف میفروشند تا سریعتر به پول نقد برسند. حجم این بازار فقط در یک سال به ۴ تریلیون دلار رسیده که تقریباً دو برابر سال ۲۰۱۰ است.
اما این شتاب یک مشکل دارد. بررسی واقعی بودن این مطالبات پرهزینه است و حاشیه سود این کسبوکار آنقدر کم است که کسی حوصله بررسی دقیق ندارد. نتیجه این میشود که پول با خوشبینی میچرخد نه با اطمینان.
جایی که حالا چشمها را نگران کرده چین است. دولتهای محلی این کشور برای تأمین مالی پروژههای بزرگ عمرانی نهادهایی ساختهاند به نام LGFVطبق دادههای گلدمن ساکس، مطالبات این نهادها به ۳.۲ تریلیون دلار رسیده؛ معادل ۱۷ درصد اقتصاد چین. مشکل اینجاست که بدهکار اصلی خود دولتهای محلی هستند؛ دولتهایی که همین حالا هم زیر فشار مالی خم شدهاند.
مطالبات درست مثل بدهی بخش طبیعی اقتصاد هستند. جریان کالا را روان نگه میدارند و به کسبوکار انعطاف میدهند. اما وقتی شفافیت کم شود، همین عدد آرام میتواند مثل یک بمب پنهان عمل کند. تاریخ نشان داده بزرگترین سقوطهای مالی همیشه از جایی شروع میشوند که کمتر کسی به آن توجه میکند.
عباس گمار | از: اکونومیست





