این مطالعه که توسط «هیلاری تیل» و با عنوان «کاربردهای مالی رفتاری در بازار کالاها» منتشر شده، نشان میدهد فرض قدیمی اقتصاد کلاسیک یعنی تصمیمگیری بر مبنای عقلانیت و دادههای بنیادی، دیگر توصیف دقیقی از واقعیت بازارهای امروزی نیست.
تیل در این مقاله توضیح میدهد که شوکی ناشی از روان جمعی میتواند قیمتها را جابهجا کند بدون آنکه تغییری واقعی در عرضه فیزیکی یا تراز تقاضا اتفاق افتاده باشد. برای نمونه، ترس از کمبود یا بحران ژئوپلیتیک میتواند قیمت نفت را بالا ببرد حتی پیش از آنکه اختلال واقعی در عرضه ایجاد شده باشد. همینطور هیجان صعودی حول فلزات میتواند موجی از رفتار تقلیدی شکل دهد و قیمتها را از سطح منطقی خود دور کند.
از همبستگیهای خطی به واکنشهای تودهای
بر پایه یافتههای این مقاله، تأثیر احساسات جمعی باعث شده الگوهای همبستگی در بازارها نیز تغییر ماهیت دهند. در شرایط نرمال، حرکت کالاها نسبتاً قابل پیشبینی است:
طلا معمولاً همجهت با نفت حرکت نمیکند، و فلزاتی مثل مس و نقره بیشتر تابع چرخههای رشد صنعتی هستند.
اما در دورههای هیجان، استرس ژئوپلیتیک یا رفتار تودهای سرمایهگذاران خرد، این روابط بهصورت غیرخطی و ناپایدار درمیآیند؛ یعنی حتی داراییهایی که بهطور تاریخی همسو نبودهاند، ممکن است بهطور موقت هم جهت شوند.
پیامد برای تحلیلگران بازار
پژوهش تأکید میکند که تحلیل بازار کالا در سالهای اخیر دیگر با تکیه بر مدلهای سنتی همبستگی یا دادههای بنیادی بهتنهایی قابل اتکا نیست.
متغیرهای رفتاری جدید باید وارد مدلهای تحلیل شوند، از جمله:
سطح مشارکت سرمایهگذاران خرد،
شاخص ترس و طمع،
جریان ورود و خروج ETFها،
لحن روایتها و رسانهها
بر همین اساس، نویسنده نتیجه میگیرد که در کوتاهمدت، احساسات و روایتها میتوانند قویتر از واقعیتهای اقتصادی عمل کنند؛ تغییری که تحلیلگران و استراتژیستهای بازارهای جهانی ناگزیرند در ابزارها و مدلهای تحلیلی خود بگنجانند.





